{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پارت ۳ #عشق در نگاه اول

#پارت ۳ #عشق در نگاه اول
* جیهوپ *
برگشتم و دیدم خبری ازش نیس. مث جت بود! (خوشحالم از حرس دادنتون)
*ا.ت*
داشتم میرفتم و تو کل راه به فکر این بودم که چجوری کار کنم که به قصر برم و به اون پسر شاه. خوشتیپ بود!
یهو چشمامو وا کردمو دیدم جلو در خونه ام.
در زدم و وارد خونه شدم تا خانم لی رو دیدم ادای احترام کردمو خانم لی با سرعت زیاد داشت میرفت بیرون گف ٓ حواست به بچه ها باشه ٓ وایی پدرم در اومده بود چون دو تا پسر داره انقدر لوسن که دختر انقدر لوس نیس و دو تا دختر از صد تا پسر شیطون تر ان!
داشتم ظرفا رو میشستم که دستم رو بریدم و همون موقع دقیقا یکی از دخترا از رو نرده ی پله با سر میاد پایین و دماغش میشکنه .
من رفتم بلندش کردم و ازین جور کارا...
موقعی که رفتم بیمارستان دکترش گف ٓ با ی عمل خوب میشه دماغش ٓ گفتم خداروشکر و از دکتر تشکر کردم.
بعد اومدم این طرف و با خودم گفتم وایی بی کار شدم!
دیدگاه ها (۰)

#پارت ۴ #عشق در نگاه اول*ا.ت*درست هم گفتم خانم لی با عجله به...

گاهی اوقات دیوار های اتاقت رفیقتن :)

هیچوقت به کسی اعتماد نکن! ادما همیشه از جایی که اعتماد کردن ...

ا/ت

کوک شوهر کینه ایPart81

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

ستاره دنباله دار پارت:۳۱

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

رومان عشق بی نھایت پارت 20از زبان ملیسا از ماشین پیدہ شدم رف...

رمان

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط