#ارباب.مافیا

#ارباب.مافیا
P1

+ساعت شیش صبح بود بیدار شدم و رفتم حمام یه دوش 10 مینی گرفتم و اومدم بیرون اماده شدم و حرکت کردم

رسیدم مدرسه

   جولی دوست ا/ت <

+هی خر قشنگم چخبر(خنده)

>هییییی سلام ا/ت (خنده) و رفتیم کلاس

مدرسه تموم شد اومدم خونه که دوباره با چهره‌ی بی جون و مریض مادرم رو به رو شدم...خیلی دوسش داشتم و خیلی نارا حت بودم بخاطرش وضع مالی خوبی نداشتیم و من میخواستم برم سر کار اما خانوادم میگفتن نه هنوز زوده و باید درس بخونم....

+رفتم تو اتاق و رو تخت دراز کشیدم و داشتم دنبال کار میگشتم که....

تق تق تق

صدای کوبیده شدن مهکم به در رو شنیدم

+کیه؟

_در رو باز کن!

+عا...عا م..من شما رو نمیشناسم

_باز کن درو تا خوردش نکردم(داد و عصبی)

+ در رو باز کردم و با چند تا مرد رو به رو شدم که اصلا نمیشناختم

+شم...شما؟

_بابات کجاست بچه؟

+نفس عمیقی کشیدم و گفتم....بابام خونه نیست واسه چی؟ شما کی هستین؟ چیکارش دارین؟

_فکر نمیکنم به تو مربوط باشه بچه!

+من بچه نیستم و بابام خونه نیست...اومدم در رو ببندم که...

+با یه اشاره چند نفر ریختن تو و خونه رو گشتن

+چ..چیکار میکنید؟
دیدگاه ها (۳)

همسر غیره منتظره

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

پارت ۴ (سرنوشت)

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

چند پارتیــــــــــــ🖤💔ـــــــــــوقتی نصفه شب میفهمه از دست...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط