{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدایم کن که من پژواک شعری بس دل انگیزم

صدایم کن که من پژواک شعری بس دل انگیزم
که از فـــــــواره ای بی تاب روی واژه میریزم

صـــــدایم کن که احساسم شکوفا میشود آندم
که از رویـــــای شیرینم به شوق تو به پا خیزم

چو آن ابری که بارانی به زیر چتر خود دارد
بــه چشمانت قسم از بـارش احساس لبریزم

چه رنگارنگ و زیبا میشود وقتی که شعرم را
بـــه مژگانت زنم پیوند و در موی تو آویزم

شبم با یاد گیسویت، به روز آواره در کویت
نوازش کن نگاهم را، من از یاد تو سر ریزم

دلم رودی خروشان است وچشمانم به دنبالت
مرا بشناس و نــــگذارم که با غمها درآمیزم

تمـــام فــــکر من آبستن از عــطر بهار اما
چو برگی خسته از غوغای حزن انگیز پاییزم

مرا بــــاور اگر داری بـــگو،بشکن سکوتت را
صدایم کن که من پژواک شعری بس دل انگیزم
دیدگاه ها (۲)

به دنبال کسی هستم دردم را دوا باشد!میان خسته گی هایم صدای آش...

جان تو بی مهریت باجان خریدارم هنوزازنگاه چشم بیمار تو بیمارم...

گفتا به من در نیمه شب پنهان بیا پنهان برودر باغ پر ریحان من ...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

صدایم کن که من پژواک شعری بس دل انگیزمکه از فـــــــواره ای ...

من کلماتم را گم کرده ام عزیزدلم، من کلماتم را گم کرده ام و ا...

حمدالله لطفی شاعر ایوانغربی

به نام خدا (ارزش ده بار خوندنم داره) با سلامی دیگر به همه ...

فال روزانه متولدین فروردین:امروز پنجمین خانه و دوازدهمین خان...

#طلوعِ‌چشمهایت...به خیالم می‌روی و از یاد خواهم برد نگاه ملی...

باید با من قراردادی امضا کنی و همیشه در تیم من باشی ... ماد...

فرزانه جاودانی شاعر کرمانی

شاهد سنقری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط