_گفت : اگه یه ماشین زمان داشتی

_گفت : اگه یه ماشین زمان داشتی
باهاش میرفتی گذشته یا آینده؟

دستامو دور لیوان چای
سفت حلقه کرده بودم، نگاش کردم،
_گفتم : هیچکدوم

_گفت : د بگو دیگه؟ یکیشونه انتخاب کن!

گفتم : اگه ماشین زمان داشتم،
نه میرفتم گذشته نه میرفتم آینده.

گفت : پس چیکار میکردی دیوونه؟

گفتم : زمان رو همینجا متوقف میکردم وُ
تا ابد به بهونه ی سرد شدن این فنجون چای
همینجا پیش تو میموندم
دیدگاه ها (۲)

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 17انبار متروکه ـ ساعت ۹ شبمینهو هنو...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

Custom bride part : 17

_گفت : اگه یه ماشین زمان داشتیباهاش میرفتی گذشته یا آینده؟دس...

گفت : اگه یه ماشین زمان داشتیباهاش میرفتی گذشته یا آینده؟دست...

_گفت : اگه یه ماشین زمان داشتیباهاش میرفتی گذشته یا آینده؟دس...

._گفت : اگه یه ماشین زمان داشتیباهاش میرفتی گذشته یا آینده؟د...

_گفت : اگه یه ماشین زمان داشتیباهاش میرفتی گذشته یا آینده؟دس...

_گفت : اگه یه ماشین زمان داشتی باهاش میرفتی گذشته یا آینده؟...

_گفت : اگه یه ماشین زمان داشتیباهاش میرفتی گذشته یا آینده؟دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط