{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا بشکن غرورت را بگو که دوستم داری

بیا بشکن غرورت را بگو که دوستم داری
بگو از فاصله چون من تو هم دلگیر و بیزاری

پر از خط های دیدار است دیوار اتاق من
بگو مثل منی، درگیرِ با خط های دیواری

نیازی نیست بر اقرار از چشمان تو پیداست
که شمع جان تو می سوزد و تا صبح بیداری

نکن باور که دوری _ دوستی می آورد هرگز
تویی که سالها دوری ولی در رنج و آزاری

به دلداری ی تو چون بلبل شیدا گرفتارم
و تو چون غنچه ی نشکفته ی مغرور گلزاری

منم مجنون تو لیلای من آواره ی صحرا
تو در آسایشت از دور گهگاهی نظر داری...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

بیا بشکن غرورت را بگو که دوستم داریبگو از فاصله چون من  تو ه...

بیا بشکن غرورت را بگو که دوستم داریبگو از فاصله چون من  تو ه...

بیا بشکن غرورت را بگو که دوستم داریبگو از فاصله چون من تو ه...

از زندگیت میرم که با یادم زندگی کنیباورش خیلی سخته خیلی سخته...

معصومعلی مسکینی

از : قصه ی رنگ پریده ، خون سرد من ندانم با که گویم شرح درد ق...

💔

سلام وقت بخیرمن محمودی هستم از مجموعه روغن تراپی استیلایک ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط