{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه غریب ماندی ای دل، نه غمی، نه غمگساری

چه غریب ماندی ای دل، نه غمی، نه غمگساری
نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری

دل من! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندی
چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری

سحرم کشیده خنجر که: چرا شبت نکشته ست
تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری

به سرشک همچو باران ز برت چه بر خورم من؟
که چو سنگ تیره ماندی همه عمر بر مزاری

نه چنان شکست پشتم که دوباره سر بر آرم
منم آن درخت پیری که نداشت برگ و باری

سر بی پناه پیری به کنار گیر و بگذر
که به غیر مرگ دیگر نگشایدت کناری

به غروب این بیابان بنشین غریب و تنها
بنگر وفای یاران که رها کنند یاری
دیدگاه ها (۱)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿چه غریب ماندی ای دل نه غمی، نه غمگسار...

چه غریب ماندی ای دل، نه غمی، نه غمگسارینه به انتظار یاری، نه...

.#هوشنگ_ابتهاج.چه غریب ماندی ای دل، نه غمی، نه غمگسارینه به ...

چه غریب ماندی ای دل، نه غمی، نه غمگسارینه به انتظار یاری، نه...

سحرم کشیده خنجر که ، چرا شبت نکشته ستتو بکش که تا نیفتد دگرم...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ،نه غمگساری نه به انتظار یاری ،...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگساری نه به انتظار یاری ...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگساری نه به انتظار یاری...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگساری نه به انتظار یاری...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ،نه غمگساری نه به انتظار یاری ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط