{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ،نه غمگساری

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ،نه غمگساری
نه به انتظار یاری ، نه ز یار انتظاری

غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری

چه چراغ چشم دارد از شبان و روزگاران
که به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری

دل من ! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندی
چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری

همه عمر چشم بودم که مگر گلی بخندد
دگر ای امید خون شو که فرو خلید خاری

سحرم کشیده خنجر که ، چرا شبت نکشته ست
تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری

به سرشک همچو باران ز برت چه برخورم من؟
که چو سنگ تیره ماندی همه عمر بر مزاری

چو به زندگان نبخشی تو گناه زندگانی
بگذار تا بمیرد به بر تو زنده واری

نه چنان شکست پشتم که دوباره سر بر آرم
منم آن درخت پیری که نداشت برگ و باری

سر بی پناه پیری به کنار گیر و بگذر
که به غیر مرگ دیر نگشایدت کناری

به غروب این بیابان بنشین غریب و تنها
بنگر وفای یاران که رها کنند یاری
دیدگاه ها (۶)

در سقوط هم میتوان باشکوه؛ باصلابت و...

ترسوی حقیقی از پرواز نمی ترسدبلکه آنکس که با ترس پرواز را یا...

, خسرو شکیبایی :زن ها میتوانند در اوج دلتنگی لبخند بزنند ......

بیا با هم خانه‌ای بسازیمبی‌هیچ دری به بیرونتنها دریچه‌ای کاف...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿چه غریب ماندی ای دل نه غمی، نه غمگسار...

سوئد و سوئیس و فنلاند نیست بازی های تنیس تهران است 🚩جمهوری ا...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگساری نه به انتظار یاری ...

سحرم کشیده خنجر که ، چرا شبت نکشته ستتو بکش که تا نیفتد دگرم...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ،نه غمگسارینه به انتظار یاری ، ...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگساری نه به انتظار یاری...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگساری نه به انتظار یاری...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ،نه غمگساری نه به انتظار یاری ،...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ،نه غمگساری نه به انتظار یاری ،...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ،نه غمگساری نه به انتظار یاری ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط