{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انقدر نوشتیم و نوشتیم و نوشتیم که حرف زدن از یادمان رفت..

انقدر نوشتیم و نوشتیم و نوشتیم که حرف زدن از یادمان رفت..همان لحظه ای که باید نگاهش میکردیم و به زبان می آوردیم دوستش داریم سکوت کردیم و در خلوت خودمان آنقدر از دوست داشتنش نوشتیم که هیچگاه به دستش نرسید..همان لحظه ای که منتظر بود به زبان بیاوریم کنارم بمان سکوت کردیم و شب که شد نوشتیم چقدر ماندنش آراممان میکند..همان لحظه ای که باید صدایمان را میشنید که بر سرش فریاد میزدیم نرو..

ما تمام این مدت سکوت کردیم و سکوت کردیم و سکوت کردیم..ما در سکوتمان همیشه دنبال جوابی گشتیم که خودمان هیچ کجای زندگی به زبان نیاورده بودیم..ما همان دسته انسان هایی که با نوشتن خواستیم حرف هایمان را به کل دنیا و درست همان یک نفری که دنیایمان را میسازد به گوششان برسانیم.‌ ما در سکوت هایمان مردیم و مردیم. ما در سکوت هایمان کسانی را از دست دادیم و از فراغش تا میتوانستیم آنقدر نوشتیم که هیچگاه هیچ کجای دنیا به گوش همان یک نفر نرسید..
دیدگاه ها (۹)

لعنتی من روزه ام ، با ناز و با افسونگریروزه را تا مرز باطل ک...

عطر تو نارنج خوشبوی شمالخنده ات شیرین تر از شیر بلالگلبنی و ...

تندُ تند تایپ می کرد...!از همه چیزُ همه جا می گفت از لباس ها...

گفتمش دردل وجانیتوبگو من چکنمگفت نبض ضربانےتوبگومن چکنم؟گفتم...

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

📖 طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت نوزدهم: اعتراف در غبارِ ...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤎 𝖕𝖆𝖗𝖙 ³ | پارتـ ³📜 𝖕𝖔𝖛 ...

007-آلما ویسکی - پارت ۳۴

از اونجایی که اصرار کردین پارته آخر رو بزارم منم عصبانیتمو گ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ وقتی استادت بود و عاشقت شد...🪐🩵🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕همین که ا...

فصل دوم رمان گرفتار تو پارت دوم

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط