عضو و مافیا پارت۳

ادامه ی فلش بک
یه صداهایی میومد ات رفت اتاق دید نامادریش باباشو کشته و فرارکرده
پایان فلش بک
نامی: متاسفم حتما خیلی سخت بوده حالا چه بلایی سر نامادریت اومد
ذهن ات: الان به ۶۷ گفتم بگیرتش
ات:.......
دینگ دینگ (گوشی ات)
ات ویو
به مخاطبش نگاه کردم ۶۷
جواب دادم حواسم نبود اعضا اینجان
۶۷:نتونستیم بگیریمش
ات: شیبالللللللل (عربده)
تا فردا می گیرینش وگرنه
یهو نگاه کردم اعضا دارن با چشمای گرد نگاممی کنن
نفس عمیق کشیدم هوفففففف
ات: یه سگه دیگه چطور نتونستین بگیرینش
۶۷:متاسفم قربان
قطع کردم
جونگ کوک ویو
نا خواسته مخاطب ات رو دیدم ۶۷ چه اسمیه؟ ولش کن به من چه
(صدای ۶۷ نمیومده)
دیدگاه ها (۵)

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

bts

پارت ۷ویو اتاز موقعی که شروع کرد به زدن به یاد اون دوران بچگ...

وقتی دخترشی و بهت اهمیت نمیداد پارت ۳

۵ .. لایک شه

p5

عشق مافیایی

موج رویا پارت۶

A love that begins with jealousy"2"✨part: 3ویو ات: اعضا انگا...

پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط