به من بگو تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت وقتی روشنی چشم

به من بگو تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت وقتی روشنی چشم هایت،در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود
با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات از تنهایی معصومانه دست هایت
آیا می دانی که در هجوم درد ها و غم هایت و در گیر و دار ملال آور دوران زندگی ات حقیقت زلال دریاچه ی آب های نقره ای نهفته بود؟
عزیزم اکنون آمده ام تا دست هایت رابه پنجه ی طلایی خورشید دوستی بسپاری و در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی اینک شکفتن و سبز شدن در انتظار توست در انتظار تو....
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۹۶

تصادف با ماشین باجی.

contact 🍷#contract 𝑃𝑇11_ امروز تولدمه، و تو فراموش کردی قرمز...

رمان دختر خاص پارت 29ات و وونی وارد کلاس شدن. سه پسر هم پشت ...

‍ 🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْ...

السلام علیک یا بنت امیرالمومنین یاعقیله بنی هاشم

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : fifteenترسیدم ... تنها چیزی که م...

#درخواستی«همسرِ میلیاردر»مدرسه ای/ازدواج اجباری/عاشقانه🤏🏻انق...

007-پنهان در مه - پارت ۸۹

ادامه ی رمان هفتمین سایه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط