{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در جنگلی دور افتاده بودم میخواستم برای عشقم نامه ای بنویس

در جنگلی دور افتاده بودم میخواستم برای عشقم نامه ای بنویسم، میخواستم شروع کنم قلم نداشتم تنه درخت را بریدم ولی جوهر نداشتم
رگ دستم را بریدم و با خون آن نوشتم "دوستت دارم"
دیدگاه ها (۳)

پارت ۴(باکوگو دوستت دارم ) ادامه پارت قبل باکوگو گفت:آهان او...

مهم.. :خوب خواهرم میگه چرا صدا و تصویرت رو نشون نمیدی.‌‌.......

🔴 بازخوانی روایت تحلیلیِ امام‌شهید، سیدعلی خامنه‌ای از حادثه...

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگ...

سلام به دخملای خودم من اومدم حیحی بریم برا ادامه The unwante...

این فیک هم تموم شد خیلی ازتون ممنونم که فیکمو خوندین و حتی ب...

Destiny part 21

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هفتم: شلیک---چاقو پرواز کرد.به سمتِ ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط