{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز باران با محرم

باز باران با محرم
ميخورد بر بام قلبم
يادم آمد كربلا را
دشت پرشور و بلا را گردش يك ظهر غمگين
گرم و خونين، لرزش طفلان نالان
زير تيغ ونيزه هارا
با صداي گريه هاي كودكان
اندرآن صحراي سوزان
مي دودطفلي سه ساله
پر زناله
دل شكسته
پاي خسته
باز باران قطره قطره مي چكد از چوب محمل
خاكهاي چادر زينب كه كم كم ميشود گل
بازباران با محرم
دیدگاه ها (۵)

باز باران با محرممیخورد بر بام قلبمیادم آمد کربلا رادشت پرشو...

باز باران با محرممیخورد بر بام قلبمیادم آمد کربلا رادشت پرشو...

باز باران با محرممیخورد بر بام قلبمیادم آمد کربلا رادشت پرشو...

باز باران با محرمميخورد بر بام قلبميادم آمد کربلا رادشت پرشو...

باز باران با محرممیخورد بر بام قلبمیادم آمد کربلا رادشت پرشو...

باز باران با محرممیخورد بر بام قلبمیادم آمد کربلا رادشت پرشو...

از باران با محرممیخورد بر بام قلبم ...

* باز باران با محرم* میخورد بر بام قلبم* یادم آمد کربلا را* ...

باز باران با محرم...میخورد بر بام قلبمیادم آمد کربلا رادشت پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط