{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفسم گرفت از این شهر

نفسم گرفت از این شهر

در این حصار بشکن

در این حصار جادویی روزگار بشکن

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی

تو خود آفتاب خود باش و طلسم تار بشکن....
دیدگاه ها (۳)

وقتی به هیچ وجه دلش با تو جور نیستکم دست و پا بزن که رسیدن ب...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیزشهر خالی ست مرا همنفسی نیست...

شناخت ابتدای مسیر تو خواهد بودهیچگاه و هیچ زمانی قادر به درک...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

ما در ره عشق تو اسیران بلاییمکس نیست چنین عاشق بیچاره که مای...

چرا وزیر وکیل دکتر مهندس رئیس و مدیر شدن اما آدم نشدن

بیا با همـ حرفـ های نارنجی بزنیمـ مثلا رازهایتــ را بگو انگا...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط