{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعری در وصف استان گلستان طولانی چون نخواستم توصیف به این

شعری در وصف استان گلستان طولانی چون نخواستم توصیف به این قشنگی رو کم کنم
از گلستان گر میکنید دیدن گرگانش را ببین
با لب خندان رُخ دیوار جرجانش را ببیــن
لطف و احسان خداوند کریم گشته عیـــان
سرزمــینی با صـــفا و ساکنانش را ببیـن
رو به جنگل گر کنید زیبا و سبز و دلــرباست
هم زیارت دیدنیست، نهارخورانش را ببیــن
کن نظـر هر نقطه اش دل می بَرَد از مردمان
هم درون شهر زیباست نعلبندانش را ببیــن
می شود فصل بهار و مردمان در شور و عشـق
در میان کوه و جنگل دوستدارانش را ببـین
در حریم شهر گرگان گر به هر سو رو کنیــد
آب گرم دو قلو، قلعه خندانش را بـــبین
آنــچه دارد در میان شهر و در اطراف خود
از دو مسجد از قدیم و تالار گرگانش را ببیـن
هــم جوار شیر گرگان کردکوی دارد قرار
شــهر زیبا و قشنگ رادکانش را ببیــــن
در مســـیر گنبدش دارد هزاران چشمه سار
در میان جنگل و وه جمع مهمانش را ببیــن
شهر کردکوی شد نگین اندر سه شهر باصــفا
با طراوت، معتدل گردشگران را ببـــــین
روشـــن آبادش بود سر تا سرش شور ونشاط
هم نمـای سبز و خرم، دیوار تمیشانش را ببین
هر طـــرف را بنگرید سر سبز و زیبا و قشنگ
بهترینش دهکده پارک امام رضا جانش را ببین
از النــگ و روشن آباد تا نقاط دیگـــرش
هم ز آبـشار دو آب و برج شانـشیناش را ببن
بندری اکـــنون به نام گر بُوَد چشـم انتظار
می پزیرد میهمان را توی دامـــانش را ببین
می شوید در بندرش شـادی به دلها می زند
در تمــــام فصل سال نم نم بارانش را ببین
چون بُوَد سرسبز و خرم سایه بر روی خـــزر
در میان کل فصلها جمع مهمانش را ببیــــن
می شوید وارد به شورش کن نظر هر گوشه را
در کنــار تپه ها زیباییها،قلعه بارانش را ببین
جنگل باغو بُوَد با چـــشمه های باصـــفا
میدهــد روح را صفا و دوستدارانش را ببین
در کنار چشمه بلـــبل و وطَنا و قلقلـــی
از جَر کلباد و ما ز قلعه آآمار باستانش را ببین
کن نظر ب اسکله، سر طاق و هم آتشکـــده
هم جزیره هم میانکاله خلیج گرگانش را ببـین
در کنـار بنـــــدری شد شــتهر آق قلا بنا
آن پل بسیار قـدیمی عمر چندانش را ببیــتن
می رویـــد هر گوشه در شهر قشنگ و باصفا
در میــان موج دریا شیـــرمردانش را ببین
مـردمـــانش مهربان و بامرام کار آفــرین
از صنــایع تا کشـــاورزی و دامدارنش ببین
انــقلاب مردمی شامل شـــود پیر و جــوان
در نگهبانی ز آن دوستـان و یارانش را بـــبین
وارد شهرش شدید آدرس به گرگـــان رود بگیر
هم پل تاریـخی و هم گــل افشانــش را ببین
شادمان باشیــد که در اســــتان گل در سفرید
هم نقاط دیــدنی و عمر چنــــدانش را ببین
بندری با نام بنــدر ترکمــن شد پایــــدار
در میان حوضــــه با شوق عالمــانش را ببین
مردمــانش با ســـواد و یک به یک اهــل قلم
مرد و زن و پیر و جوان حافظ قرآنـــــش را ببین
شهر بندر ترکــــمن دارد چو دیـــوار بلنـــد
در زیارت گاه خــواجه عاشـــــــقانش را ببین
مردم خوب و فهیم در مسجد و در حــــوضـــه ها
از میان کل اســـــتان قاریانش را ببیــــــن
مــی شوید وارد به شهرش سرفراز باشیـــد و شاد
در پذیرایـــــی ز مهمان حاضرانش را ببیــــن
بهر دیدن از جزیره، بهاالدین و آق امـــــــام
شــهر سیمین با صــــفا و گمیشـــانش را ببیـن
از مـــسیر با صفای فاضل آبــــــاد گر بگذرید
مردم خون گرم و خوش بر خورد و خوبرویانش را ببین
جنــــگل و کوه وسیع هم چشـــمه دارد باصفا
محـــمدآباد را به ذهن بسپار و داستانش را ببین
دهنـه اش از بهتـرین است و نــــقاطی دیدنی
مردم خـــــوب و فهیم و مهــــربانش را ببین
قله شاه کوه پس از پیــــــگرد کوه از بهـترین
با طراوت، دلنـــشین و هـــــر مکانش را ببین
عاشـــق کار و تلاش و مردمــــان در شور و عشق
با دل و جان عاشــــــقند کار آفرینانش را ببین
آب اگر خواهی بنوسی هم گـــوارا و زلال
از درون صخره ها و چشمه جریانش را ببـین
میروی آهسته تر شهرهای زبا را کن نظـــر
پارک زیبای قُرق هم توسکـــستانش را ببین
می رسد گر شادمان در شــهر علی آباد کتول
دور آبشــــار خزه گلها و گلـدانش را ببین
رو به جنگل می روید جای قشنگ و دیدنیست
سایبانی دلگــشا و دوستدارانــش را ببین
از کبود بال گر کنید دیدن بماند خـــاطره
دهنه زرین گل و کوههای جاودانـش را ببین
در اَلازمــن ساعتی بنشین بده روح را صفا
غیرت و مردانگی و جمع یارانش را ببیــن
از نقاط دیدنی مگذر برو با جـــان و دل
قله شــاهوار و چاچلی و شیخوانش را ببین
مردمانـــش با شهامت، هم غیور و مهربان
نغـمه ها و قصه گویان جمع پیرانش را ببـین
دهِ صـفا روح و روان در شهر زیبای کتــول
مـردم خونگرم و خوشـــرویانش را ببین
روح و جســم آدمی باشد نیازمند طبیعت
خان ببین شهر قشنگ و چشمه سارانش را ببین
در مـیان جنگل انبوه اگر داری قـــــرار
هم بنوش از آب شیرآباد و شیـرانش ر
دیدگاه ها (۱۲)

اهل قزوینم!پیشه ام شعر و غزل...روزگارم چه بد است قلمی دارمو ...

نوبتی هم باشه نوبت آخرین استان شمالی کشور یعنی مازندران سبز ...

خخخخ

خخخ والا بچه های این دوره زمونه هستن دیگه

تاریخچه قلعه میران(قلعه موران،قلعه ماران) رامیانقلعه میران ی...

امده ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

تاوانِ یک نگاه

منطقه حفاظت شده "جهان‌نما" در 60 کیلومتری جنوب شرقی شهر کرد‌...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم ور تو بگوییم که نی نی...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی، نی ...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم ور تو بگوییم که نی نی...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم ور تو بگوییم که نی نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط