{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفسم فصل شراب است کجایی بی من؟

نفسم فصل شراب است کجایی بی من؟
حال من باز خراب است کجایی بی من؟

تُف  به  این سال  بد و حال بد و تنهایی
و بهاری که عذاب است کجایی بی من؟

این  زمستان بد و موسوم سرما که گذشت
چهره ات پشت حجاب است کجایی بی من؟

برف  و  کولاک  حریفِ  دل  تنگم  که  نشد
سینه ام در تب و تاب است کجایی بی من؟

تن من  غرق جنون است, از این فاصله ها
و امیدی  که  سراب  است کجایی بی من؟

خونم از درد به جوش آمده , مرگم حتمیست
بخت پوسیده که خواب است کجایی بی من؟

بعد از این فصل بهار است و شب و دلتنگی
نقشِ یک  ماه در آب است کجایی بی من؟

و دلم  مست  از این عطرِ خیالت  اینجا
اسم تو باده ای ناب است کجایی بی  من؟

؟
مخاطب خاص ❤
دیدگاه ها (۱)

هر کجا جامی ز عشق آمد... بدستت نوش کن.هــر که میگوید سخن از ...

‌ گر تو را با ما تعلق نیستما را شوق هستو تو را بی ما صبوری ه...

کاش میشد،دستِ آمدنت را گرفت....وپا گذاشت بر رویِ هرچه رفتن ا...

اونجایی که حرفت ارزش نداشت حرفتو عوض نکن، جاتو عوض کن !

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط