۩مختصری پیرامون زرتشت
۩مختصری پیرامون زرتشت
بخش سوم
۞غربی سازی دین زرتشت
↻قبل از آنکه به آموزه های زرتشت بپردازیم بهتر است به وضعیت این کیش در این قرون بپردازیم که این بحث چندان بی ربط با مسائل گفته شده در چند پست قبل نیست↻
❊سدۀ دهم میلادی بود ؛ عده ای از پارسیان زرتشتی ترک وطن کرده وبه سال 936م. از ساحل هرمزد به آن سوی آبها یعنی ساحل گجرات پا گذاردند ❋
۩غربی سازی پارسیان( زرتشتیان )
برنامه ای است که از سوی استعمار گر پیر (انگلستان ) و دیگر کشور های غربی دنبال می شود.تقریباً در همین سده های اخیر بود که غربیها توجه شان به دینی که در حال اضمحلال و نابودی بود جلب شد
❖دینی ناسیونالیستی و نژادی که تعداد کمی متشرع به آن بودند و هیچ جذابیتی برای گرویدن به آن وجود نداشت چه اینکه دارای احکامی سختگیرانه و عقایدی پوسیده و رویکردی نژادی بود و هیچ سخنی برای جامعه امروز و حتی نسلهای باقیمانده از خود نداشت وعن قریب بود که به انقضاء و انقراض خود معترف شود
چه اینکه به برکت ظهور اسلام عقاید باطلی چون شرک و ثنویت و تثلیث به حاشیه رانده شدند و بلکه در بسیاری از مناطق که مردمانی حقیقت جو حیات داشتند ، این عقاید باطله طرد شدند و جای خود را به معارف حقّه دادند❖
✏✏اگر چه در قرن هجدهم عده ای که از زرتشتیان باقی مانده بودند ، در ابتدا روی خوشی به ایشان (انیرانی ها و غربی ها ) نشان نداند ولی این فتنه گران زیرک به هر ترفندی بود ، خود را در میان ایشان جا کردند✎✎
❂ در ابتدا هر چه غربی ها مأمورین یا با لحنی مثبت تر بگویم «محققین»خود را برای آموزش و دستیابی به کتب و عقاید زرتشتیان به نزد پارسیان (زرتشتیان ) می فرستادند ، به توفیقی دست نمی یافتند
چه اینکه آنان قائل به نژادی بودن دین خویش بودند و غیر ایرانی وغیر زرتشتی را به میان خویش راه نمی دادند .
♘ تا اینکه در سال 1758 م . توانستند یکی از اصحاب خویش را که جوانی پر جنب و جوش بود ، در لباس سربازی به میان پارسیان هند بفرستند♘
♗این جوان که آنکتیل دوپرُن نام داشت و از اهالی فرانسه بود ، توانست با یک موبد پارسی مراودت و دوستی کند و از او خواست تا خواندن کتاب مذهبی خویش را (اوستا ) را به او بیاموزد و به هر طریقی بود رضایت وی را جلب کرد ، و سپس با دستی پر به اروپا بازگشت و ابتدا به کشور استعمارگر پیر (انگلیس) رفت و از کتابهای مستعمره ایشان استفاده کرده و آن را با یافته های خویش تطبیق داد ، و سپس به کشور خود ، فرانسه بازگشت و سوغاتی خود را به کتابخانه سلطنتی هدیه کرد .♗
بزرگترین عملی که آنکتیل انجام داد، کتاب و یافته های او نبود بلکه
۩ فتح باب مراودت و دوستی غرب و جلب اعتماد پارسیان بود که پس از او محققین غربی یک به یک توانستند در بین پارسیان (زرتشتیان) نفوذ کرده و حتی خود را رهبر و مقتدای ای ایشان کنند.
قریب به صد سال پس از آنکتیل که تقریباً غربیها خود را در بین پارسیان محبوب و حتی مرجع ساخته بودند استعمار پیر با برنامه ای حساب شده وارد گود شد
در سال 1820 م. بود که انجمن های مذهبی بریتانیا (انگلیس) نخستین مبلغان خود را وارد سورات (مرکز تجمع پارسیان زرتشتی در هند ) کرد
♢ و اگر چه در آن زمان کمپانی هند شرقی فعالیتهای مبلغان مذهبی را ممنوع کرده بود و لکن مبلغان مذهبی – مسیحی انگلیس آزادانه به تبلیغ در آن منطقه پرداختند و زمینه را برای ایجاد تحوّلی بزرگ در بین پارسیان ایجاد کردند♢
♬این تحول تأسیس مدارس برای آموزش فرزندان پارسی بود؛ به سال 1827م. مدرسۀ عالی إلفینستُن برای آموزش « زبان ، ادبیات و فلسفه اخلاق اروپا » تأسیس شد و به سال 1840م. این مدرسه با مدرسه ای دیگر آمیخته شد و از آنها " بنیاد الفینستن " پدید آمد♬
در سراسر سده نوزدهم میلادی ، پارسیان زرتشتی بیشتر شاگردان آنجا را تشکیل می دادند و از این رو یک طبقه متوسط پارسی دانش آموخته غرب ، شامل پزشک ، حقوقدان ، آموزگار و روزنامه نگار و غیره به وجود آمد و از این روزنه انگلیس اولین پارسیان استحاله شده را برای اهداف خود در اختیار گرفت .............
منتظر بخش های بعد باشید..
بخش سوم
۞غربی سازی دین زرتشت
↻قبل از آنکه به آموزه های زرتشت بپردازیم بهتر است به وضعیت این کیش در این قرون بپردازیم که این بحث چندان بی ربط با مسائل گفته شده در چند پست قبل نیست↻
❊سدۀ دهم میلادی بود ؛ عده ای از پارسیان زرتشتی ترک وطن کرده وبه سال 936م. از ساحل هرمزد به آن سوی آبها یعنی ساحل گجرات پا گذاردند ❋
۩غربی سازی پارسیان( زرتشتیان )
برنامه ای است که از سوی استعمار گر پیر (انگلستان ) و دیگر کشور های غربی دنبال می شود.تقریباً در همین سده های اخیر بود که غربیها توجه شان به دینی که در حال اضمحلال و نابودی بود جلب شد
❖دینی ناسیونالیستی و نژادی که تعداد کمی متشرع به آن بودند و هیچ جذابیتی برای گرویدن به آن وجود نداشت چه اینکه دارای احکامی سختگیرانه و عقایدی پوسیده و رویکردی نژادی بود و هیچ سخنی برای جامعه امروز و حتی نسلهای باقیمانده از خود نداشت وعن قریب بود که به انقضاء و انقراض خود معترف شود
چه اینکه به برکت ظهور اسلام عقاید باطلی چون شرک و ثنویت و تثلیث به حاشیه رانده شدند و بلکه در بسیاری از مناطق که مردمانی حقیقت جو حیات داشتند ، این عقاید باطله طرد شدند و جای خود را به معارف حقّه دادند❖
✏✏اگر چه در قرن هجدهم عده ای که از زرتشتیان باقی مانده بودند ، در ابتدا روی خوشی به ایشان (انیرانی ها و غربی ها ) نشان نداند ولی این فتنه گران زیرک به هر ترفندی بود ، خود را در میان ایشان جا کردند✎✎
❂ در ابتدا هر چه غربی ها مأمورین یا با لحنی مثبت تر بگویم «محققین»خود را برای آموزش و دستیابی به کتب و عقاید زرتشتیان به نزد پارسیان (زرتشتیان ) می فرستادند ، به توفیقی دست نمی یافتند
چه اینکه آنان قائل به نژادی بودن دین خویش بودند و غیر ایرانی وغیر زرتشتی را به میان خویش راه نمی دادند .
♘ تا اینکه در سال 1758 م . توانستند یکی از اصحاب خویش را که جوانی پر جنب و جوش بود ، در لباس سربازی به میان پارسیان هند بفرستند♘
♗این جوان که آنکتیل دوپرُن نام داشت و از اهالی فرانسه بود ، توانست با یک موبد پارسی مراودت و دوستی کند و از او خواست تا خواندن کتاب مذهبی خویش را (اوستا ) را به او بیاموزد و به هر طریقی بود رضایت وی را جلب کرد ، و سپس با دستی پر به اروپا بازگشت و ابتدا به کشور استعمارگر پیر (انگلیس) رفت و از کتابهای مستعمره ایشان استفاده کرده و آن را با یافته های خویش تطبیق داد ، و سپس به کشور خود ، فرانسه بازگشت و سوغاتی خود را به کتابخانه سلطنتی هدیه کرد .♗
بزرگترین عملی که آنکتیل انجام داد، کتاب و یافته های او نبود بلکه
۩ فتح باب مراودت و دوستی غرب و جلب اعتماد پارسیان بود که پس از او محققین غربی یک به یک توانستند در بین پارسیان (زرتشتیان) نفوذ کرده و حتی خود را رهبر و مقتدای ای ایشان کنند.
قریب به صد سال پس از آنکتیل که تقریباً غربیها خود را در بین پارسیان محبوب و حتی مرجع ساخته بودند استعمار پیر با برنامه ای حساب شده وارد گود شد
در سال 1820 م. بود که انجمن های مذهبی بریتانیا (انگلیس) نخستین مبلغان خود را وارد سورات (مرکز تجمع پارسیان زرتشتی در هند ) کرد
♢ و اگر چه در آن زمان کمپانی هند شرقی فعالیتهای مبلغان مذهبی را ممنوع کرده بود و لکن مبلغان مذهبی – مسیحی انگلیس آزادانه به تبلیغ در آن منطقه پرداختند و زمینه را برای ایجاد تحوّلی بزرگ در بین پارسیان ایجاد کردند♢
♬این تحول تأسیس مدارس برای آموزش فرزندان پارسی بود؛ به سال 1827م. مدرسۀ عالی إلفینستُن برای آموزش « زبان ، ادبیات و فلسفه اخلاق اروپا » تأسیس شد و به سال 1840م. این مدرسه با مدرسه ای دیگر آمیخته شد و از آنها " بنیاد الفینستن " پدید آمد♬
در سراسر سده نوزدهم میلادی ، پارسیان زرتشتی بیشتر شاگردان آنجا را تشکیل می دادند و از این رو یک طبقه متوسط پارسی دانش آموخته غرب ، شامل پزشک ، حقوقدان ، آموزگار و روزنامه نگار و غیره به وجود آمد و از این روزنه انگلیس اولین پارسیان استحاله شده را برای اهداف خود در اختیار گرفت .............
منتظر بخش های بعد باشید..
- ۲.۷k
- ۰۷ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط