{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من بمیرم که تو را رنجِ مضاعف دادم

من بمیرم که تو را رنجِ مضاعف دادم
عذرِ تقصیر، عزیزم! به خطا افتادم!

من بمیرم که کمی اشک به چشمت آمد
از همان روز، غمینم، به خدا ناشادم!

گفته بودم که گُلم محرم و نامحرم هست
«زُلف بر باد مَده تا ندهی بر بادم»!

گفته بودم که بسی ناز، فزون‌تر داری
«ناز بنیاد مَکُن تا نَکنی بنیادم»!

من نگفتم که تو حوّایِ منی، حسّاسم
غیرتم ارثِ عزیزی‌ست زِ جدّم آدم؟!

آمدی تا که اسیرم بُکنی با غمزه
من از آن‌روز که عاشق شده‌ام، آزادم!
دیدگاه ها (۱)

در "اردیبهشت" تا میتواندچار باید شد به یکدیگرهوایش جان میدهد...

آن قَدَر حرف دراین سینه تلنبارشدهکه دلم مثنوی« مخزن الاسرار ...

خبر آمدنش را همه جا پخش کنید !می رسد لحظه میعاد ، به امّید خ...

خوشبختی یعنیدر خاطر کسی ماندگاریکه لحظه های نبودنت رابا تمام...

من بمیرم که تو را رنجِ مضاعف دادمعذرِ تقصیر، عزیزم! به خطا ا...

من بمیـرم که تو را رنـجِ مضاعف دادمعذرِ تقصیر، عـزیـزم! به خ...

من بمیرم که تو را رنجِ مضاعف دادمعذرِ تقصیر، عزیزم! به خطا ا...

من بمیرم که تو را رنجِ مضاعف دادمعذرِ تقصیر، عزیزم! به خطا ا...

من بمیرم که تو را رنجِ مضاعف دادمعذرِ تقصیر، عزیزم ! به خطا ...

من بمیرم که تو را رنجِ مضاعف دادمعذرِ تقصیر، عزیزم! به خطا ا...

من بمیرم که تو را رنجِ مضاعف دادمعذرِ تقصیر، عزیزم! به خطا ا...

من بمیرم که تو را رنجِ مضاعف دادمعذرِ تقصیر، عزیزم! به خطا ا...

من بمیرم که تو را رنجِ مضاعف دادمعذرِ تقصیر، عزیزم! به خطا ا...

من بمیرم که تو را رنجِ مضاعف دادمعذرِ تقصیر، عزیزم! به خطا ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط