{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهریورم به دلتنگی گذشتی

شهریورم به دلتنگی گذشتی
به ادعای فراموشی
و فراموشیِ فراموش کردنش...
چه زود چسبیدی به پاییز
چه زود حال و هوا را دو نفره کردی...
فکر تنهایی مرا نکردی...؟
از تو آموختم عاشق ها دو دسته اند
یک دسته در گرمای تابستان ذوب می شوند و تمام
یک دسته می مانند و به هر جان کندنی هست خودشان را می رسانند به پاییز و زمستان و بهار...
خودم را می رسانم به پاییز
سر جنگ ندارم که با فصل ها...
میگذارم باران و باد بوزد
برگ ها برقصند
بوها دیوانه ام کنند
و خاطره ها بازی شان بگیرد...
یا می آید و با هم قدم میزنیم
یا نمی آید و با یادش قدم میزنم
در هر دو حال
عاشق است
دختری در آستانه فصلی زرد
دیدگاه ها (۲)

دلتنگی ام راکجا فریاد بزنم؟!پشت کدام واژه کدام شعرکه بخوانی ...

فڪر برگشتن نزنہ بہ سرتچون ڪہ الان من یہ ادم دیگم ...

شهریورم به دلتنگی گذشتیبه ادعای فراموشیو فراموشیِ فراموش کرد...

شهریورم به دلتنگی گذشتیبه ادعای فراموشیو فراموشیِ فراموش کرد...

شهریورم به دلتنگی گذشتیبه ادعای فراموشیو فراموشیِ فراموش کرد...

🔹 شهریورم به دلتنگی گذشتیبه ادعای فراموشیو فراموشیِ فراموش ک...

شهریورم به دلتنگی گذشتیبه ادعای فراموشیو فراموشیِ فراموش کرد...

شهریورم به دلتنگی گذشتیبه ادعای فراموشیو فراموشیِ فراموش کرد...

شهریورم به دلتنگی گذشتیبه ادعای فراموشیو فراموشیِ فراموش کرد...

سلام وعرض ارادت ساعتH:H ب وقت خاطرات تلخہ#شهریورم_عشقم_شهریا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط