چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی

چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم

شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به چمن درفکنم

#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۰)

«تو چرا باز نگشتی دیگر؟»شاید ماندگاریِ شعرهای ابتهاج همین با...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

با اجازه غزلی تازه فدایت کردمبر سر سجده نه در شعر دعایت كردم...

هر که دلارام دید، از دلش آرام رفتباز نیابد خلاص، هر چه در ای...

در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیستمی‌رسم با تو به خانه، ا...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

من از توچیز زیادی نمی‌خواهمفقط گاهیمیان شلوغی روزهایتیادت بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط