{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از تو

من از تو
چیز زیادی نمی‌خواهم
فقط گاهی
میان شلوغی روزهایت
یادت بیفتد
یک نفر اینجا هست
که با شنیدن اسمت
بی‌دلیل لبخند می‌زند

من دوست داشتنت را
بلند بلد نیستم
نه شعرهای عجیب می‌گویم
نه حرف‌های قشنگ کتابی
فقط وقتی نیستی
حواسم بیشتر به نبودنت هست
و وقتی هستی
دلم نمی‌خواهد
هیچ‌چیز زود تمام شود

شاید عشق همین باشد
اینکه یک نفر
آرام‌آرام
جای خودش را
بین تمام فکرهایت باز کند
و بعد بفهمی
دیگر هیچ‌کس
شبیه او
به دلت نمی‌نشیند

و اگر یک روز
از من بپرسی
.. چرا من؟...
شاید جواب خاصی نداشته باشم
فقط می‌گویم:
نمی‌دانم...
اما از وقتی تو آمدی،
دلم
کمتر دنبال دلیل می‌گردد. 👌🏻❤️🤞


#دلنوشته_ذهن_شب_بیدار
#شعرهای_دختر_ابان_ماهی🥰
#شعر_دلنوشته_عاشقانه_غمگین_شاد
#جنگیدن_با_تقدیر
#قهرمان_تنهایی_سخت_تر_از_قبل
#نازنین.بانو.دختر.بختیاری.ابان.ماهی😍💓

🅽🅰🆉🅰🅽🅸🅽🅱🅰🅽🅾🅾
دیدگاه ها (۳)

ما در خانه‌هایی زندگی می‌کنیم که دیوارها را ساخته‌ایم،اما پل...

زن بودن.... یعنی همان لحظه‌ای که تمام جهان بر شانه‌هایت سنگی...

در تلاطم بی‌امان روزگار، من تنها شاهد گذر زمانمآن هم با آرزو...

کاش می‌شد برای لحظه‌ای، دنیا را روی دور کند گذاشت.آن‌قدر دوی...

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

پروانه جان

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط