عاشقانه های شبنم
بوی عطری میرسد از دور، میگویم تویی
قاصدک میرقصد و پرشور، میگویم تویی
یک نسیمی میوزد بر گونههای خیس من
میرود پسپردههای تور، میگویم تویی
بغضهای کهنه را سرمیکشم من بیت بیت
بوسهها میگیرم از انگور، میگویم تویی
باد میافتد به گندمزار میلرزد دلم
چون پریشان گیسوان بور میگویم تویی
نیمهشبها میکنم آغوش روی ماه باز
میشود سر تا به پایش نور، می گویم تویی
شعر میخوانم برای باغ سبز خانهام
شاخهشاخه میشود مسرور، میگویم تویی
این غزل میماند و شبهای مهتابی و من
شور میریزم در این سنتور، میگویم تویی
در میان پنجره ایستادهام تا یک نفس
بوی عطری تا رسد از دور، میگویم تویی
قاصدک میرقصد و پرشور، میگویم تویی
یک نسیمی میوزد بر گونههای خیس من
میرود پسپردههای تور، میگویم تویی
بغضهای کهنه را سرمیکشم من بیت بیت
بوسهها میگیرم از انگور، میگویم تویی
باد میافتد به گندمزار میلرزد دلم
چون پریشان گیسوان بور میگویم تویی
نیمهشبها میکنم آغوش روی ماه باز
میشود سر تا به پایش نور، می گویم تویی
شعر میخوانم برای باغ سبز خانهام
شاخهشاخه میشود مسرور، میگویم تویی
این غزل میماند و شبهای مهتابی و من
شور میریزم در این سنتور، میگویم تویی
در میان پنجره ایستادهام تا یک نفس
بوی عطری تا رسد از دور، میگویم تویی
- ۷۱۱
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط