{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
بغلت گریه ی خاموش چه حالی دارد
غزل و بوسه و آغوش چه حالی دارد!

من که یک عمر شکار توام ای کاش شبی
کبک من باشی و من قوش، چه حالی دارد!
غمزه ی چشم دل آشوب تو کم چیزی نیست
ناز ابروی تو هم روش، چه حالی دارد

دل دیوانه ی زنجیری من می گوید:
حبس در حلقه ی گیسوش چه حالی دارد!
عسلستان غریبی ست گل روش ولی
عسل از شانه ی کندوش چه حالی دارد

طالع شورم اگر پرده بگرداند، آه
چنگ در تار سر موش چه حالی دارد

تار لطفی، غزل سایه -شب از نیمه گذشت-
سر من بر سر زانوش چه حالی دارد!.....
دیدگاه ها (۱)

نمیدانی تنهایی من چقدر بزرگ استحتی اگر هزار سیب از دستهایم ب...

کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد :خاطره خشکیه . . .خاطره...

.چشم های سیاه توخاورمیانه ی دوم است؛یک دنیا برای تصرفش نقشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط