{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغلت گـــریه ی خامــــوش چه حالـــی دارد

بغلت گـــریه ی خامــــوش چه حالـــی دارد
غـــزل و بوسه و آغـــوش چه حالــــی دارد

من که یک عــمر شکار توام ای کاش شـــبی
کبک من باشی و من قوش، چه حالــــی دارد

غمزه ی چشــم دل آشوب تو کم چیزی نیست
ناز ابــروی تو هــم روش، چه حالــــی دارد

دل دیوانه ی زنجـــیری من مــی گـــــوید
حبس در حلقه ی گیسوش چه حالـــــی دارد

عسلستان غریبـــی ست گل روش ولـــــی
عسل از شانه ی کنــدوش چه حالــــی دارد

طالع شـــــورم اگـــــر پرده بگـــرداند، آه
چنـــــگ در تار سر مــوش چه حالـــی دارد

تار لطفی، غزل سایه شب از نیــــمه گذشت
سر من بر سر زانوش چه حالــــی دارد...
دیدگاه ها (۶)

حس می‌کنم در سینه‌ام میدان مین استبغض غریبی در گلویم در کمین...

از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته امبی هوایت کنج پستوهای غم یخ...

حال من بد نیست,غم کم میخورم...کم ک نه,هر روز کم کم میخورم......

من در این واگنِ بی تو به کجا در سفرمباورت می شود از مقصد خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط