خادمت پشت در قصر خبر می خواهد

خادمت پشت در قصر خبر می خواهد
از شب مبهم این فتنه سحر می خواهد

کاش آن خوشه مسموم زبانش می گفت:
لب شیرین تو انگور مگر می خواهد؟

تو عبا روی سرت می کشی و پا به زمین
رفتنت تا به در خانه هنر می خواهد

ای جگر گوشه که در حجره غم تنهایی
زهر از جان تو انگار جگر می خواهد

دل تو سوخته از درد به خود می پیچی
لب خشکیده تو دیده تر می خواهد

خوب شد اینکه جوادت به کنارت آمد
پدر از نفس افتاده پسر می خواهد

لحظه رفتن خود در نظرت می آمد
روضه مرد غریبی که نفر می خواهد

یاد آن حرف تو با ابن شبیب افتادم
یاد آن دشنه که از جد تو سر می خواهد.



دلم تنگته....
دیدگاه ها (۳)

007-آلما ویسکی - پارت ۴۷

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت پــنجم 𓆪 🖤🥀صدای ...

𝖕𝖆𝖗𝖙2قصر مروارید از نزدیک، حتی باشکوه‌تر از آن بود که مارال ...

007-پنهان در مه - پارت ۷۴

جادویی به نام عشق

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

***خادمت پشت در قصر خبر می خواهداز شب مبهم این فتنه سحر می خ...

خادمت پشت در قصر خبر می خواهداز شب مبهم این فتنه سحر می خواه...

خادمت پشت در قصر خبر می خواهداز شب مبهم این فتنه سحر می خواه...

خادمت پشت در قصر خبر می خواهداز شب مبهم این فتنه سحر می خواه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط