{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طرف عینک دودی زد اومد تو خیابان پسرشو دید یکی زد تو گوش

طرف عینک دودی زد اومد تو خیابان پسرشو دید یکی زد تو گوشش گفت این وقت شب اینجا چیکار میکنی گفت بابا عینکتو بردار میفهمی☺ عینکشو برداشت یکی دیگر زد تو گوشش گفت تو از دیشب تا الان اینجا چیکار میکردی 😐😐😅
دیدگاه ها (۱)

+جیغغغغغغغغغغغغغ×جیغغغغغ×ا تویی امیلی اینجا چیکار میکنی+من ا...

My dadyپارت⑦ که یهو یادم اومد بابا امشب قراره بره بار برای ق...

پارت ۵۳ سال بعد_ساعت ۵ و ۱۶ دقیقه عصر_نویسنده "کارن":۳ سال ا...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

سناریو سانزو پارت ۱

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part30چشاشو ریز کردو اومد جلوترکهدستشو گذاشت ...

پارت ۲۸

عشق پنهان

#ارباب‌سنگدل #پارت_5ویوی ا.ت : صبح با ضربه ای به سرم. از خ...

پارت ۸ رمان. (ازدواج اجباری) داشتم میرفتم سمت خونه که تلفنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط