آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part30

چشاشو ریز کردو اومد جلوترکه
دستشو گذاشت رو گردنم

اخمی کردو ی قدم رفت عقب

سعید:نفس کجا بودی؟
دیشب کجا بودی؟

سکوت کرده بودم که داد زد:باتوعمم

شونه هام بالا پرید اشک تو چشام حلقه زد

من:م..من،من نمیخواستم که من
تو میدونستی اره؟ از کجا میدونستی

سعید:من نمیدونستم فقط تجربه داشتم همین وقتیکه رفتی پیش رفیقتو و روز بعدش بیای چمدونتو ببندی بری باBMW همین میشه دیگه

من:بخدا نمیخواستم ماشینت چیزیش بشه ی خط ریزه فقط درستش میکنم

برای اولین بار توی چشاش احساسشو فهمیدم برای اولین باربود که چشاش سرد و بی حس نبود

اومد جلو و دستشو گذاشت روی سرم با شصتش اشکمو پاک کرد

سعید:ماشینم فدای سرت بدرک
خودت چی؟من الان چیکار‌ میتونم بکنم فقط پیداشون کنم کشتمشون

قلبمو تو حلقم حس میکردم
نمیدونم چرا بی احساس رفتار کردمو
ودستشو کشیدم

من:خوب از اول میگفتی دیگه انقد رو دست داداش من خرج نیوفته زنگش بزن بگو نره مکانیکی

اولش هنگ بود ولی بعدش یهو دوباره چشاش مثل همون اولش شد سرد و خمار اومد و گوشیشو از رو تخت برداشت بعدم از خونه زد بیرون

نفس عمیقی کشیدم ... ..
دیدگاه ها (۲)

Cruel Love.پارت ۲ .که ، جونگکوک گفت:میشه اتاقم رو نشون بدین...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۱*ویو مادر سونگمین*حالا که سونگمین نیست میتون...

وقتی خیلی کیوته ولی گیجه...بعد از ۹ ماه سختی و دکتر رفتن های...

پارت ۲۸

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

الماس زیبای من part⁷ویو ات:صبح که از خواب بیدارشدم اولین چیز...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_33روی تخت نشستم که با ی حرکت...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۲: ص...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۷۵اونوقت... و خودمو بهش نزدیک...

اسلاید بعد لباس پسرا برای باربزن بریم ؟؟لتس گو (تابع قوانین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط