پارت ۵
پارت ۵
۳ سال بعد_ساعت ۵ و ۱۶ دقیقه عصر_نویسنده "کارن":
۳ سال از اون زمان گذشته بود و الان جونگکوک تو هواپیمای ژاپن به کره بود.از اونور تهیونگ هم داخل همون هواپیما بود.ولی هیچکدومشون از وجود یکدیگر خبر نداشتن.تا اینکه جونگکوک قصد سرویس رفتن داشت.داشت به سمت سرویس میرفت که تهیونگ دیدش.و از فرصت استفاده کرد و پشت سر جونگکوک رفت داخل سرویس و در رو قفل کرد و بعد هم دهن جونگکوک رو گرفت تا جیغ نزنه و برندازش کرد.نگاهی به گردنش کرد و با مارک باطل شده "عین طلاق ما" مواجه شد.جونگکوک تمام زورشو زد و دست تهیونگ رو از رو دهنش برداشت و گفت:
جونگکوک:تو اینجا چیکار میکنی؟نکنه داشتی تعقیبم میکردی؟
تهیونگ:تو مارکتو باطل کردی؟
جونگکوک:به تو هیچ ربطینداره.الانم نمیخوام ببینمت
ولی تهیونگ گرفتش و بوسیدش.جونگکوک اولش مقاومت کرد ولی بعدش همراهیکرد.
۳ سال بعد_ساعت ۵ و ۱۶ دقیقه عصر_نویسنده "کارن":
۳ سال از اون زمان گذشته بود و الان جونگکوک تو هواپیمای ژاپن به کره بود.از اونور تهیونگ هم داخل همون هواپیما بود.ولی هیچکدومشون از وجود یکدیگر خبر نداشتن.تا اینکه جونگکوک قصد سرویس رفتن داشت.داشت به سمت سرویس میرفت که تهیونگ دیدش.و از فرصت استفاده کرد و پشت سر جونگکوک رفت داخل سرویس و در رو قفل کرد و بعد هم دهن جونگکوک رو گرفت تا جیغ نزنه و برندازش کرد.نگاهی به گردنش کرد و با مارک باطل شده "عین طلاق ما" مواجه شد.جونگکوک تمام زورشو زد و دست تهیونگ رو از رو دهنش برداشت و گفت:
جونگکوک:تو اینجا چیکار میکنی؟نکنه داشتی تعقیبم میکردی؟
تهیونگ:تو مارکتو باطل کردی؟
جونگکوک:به تو هیچ ربطینداره.الانم نمیخوام ببینمت
ولی تهیونگ گرفتش و بوسیدش.جونگکوک اولش مقاومت کرد ولی بعدش همراهیکرد.
- ۴۲۱
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط