{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا و من ...

خدا و من ...
چندیست خسته ، نالانم و پریشان
زین سبب دست گشودم بر آسمان
گفتم چه خواهی خدایم ز این جان
خلق کردی تا کنی دیدگانم را گریان

شادی را از من همی ستاندی
به ورطه گه بی کسی کشاندی
آن اویم را به دیگری رساندی
بر قلب من ، غم بسی نشاندی

چه خبطی کرده ام در این آستانت
که می شکانند دلم را این مردمانت
بسان غروب آفتاب در این آسمانت
بستان عمرِمن و بِرهان زین جهانت

بگفتا ای بنده ی من ، ای نازنینم
گرتو را باشد غم، من نیزحزینم
به فریاد خموش تو ، من طنینم
بر تو ای فرزند، یاور ، در زمینم

ز آب رحمت اشک به دیده ات دادم
ز حس ناب خود به احساست دادم
زان دم خویش ، نفس زندگی دادم
ز مکتب عشقم ، درس عاشقی دادم

بدان هربنده که عزیز بر ایزد منان است
او را غمش بیش و محنت فراوان است
او را کنم اسیر عشق ، این امتحان است
جنون و دیده ی تر ، رسم عاشقان است
دیدگاه ها (۱)

زندگی تعداد دم و بازدم ها نیست بلکه لحظاتی هست که قلبت محکم ...

دخترکی بدیدم برگوشه ی راهیگریه کنان هردم می کشید آهیهمه روی...

من از خدا خواستم به من توان و نیرو دهدواو بر سر راهم مشکلاتی...

غم نامه حضرت رقیه(س):کی نو غنچه ای از باغ زهرابجست از خواب ن...

هزار جهد بکردم که یار من باشیمرادبخش دل بی‌قرار من باشیچراغ ...

من غم مهر حسین با شیر از مادر گرفتمروز اول کامدم دستور تا آخ...

#ashuraمن غم و مهر حسین با شیر از مادر گرفتمروز اول کامدم دس...

#ashuraمن غم و مهر حسین با شیر از مادر گرفتمروز اول کامدم دس...

این زمین پربلا را نام دشت کربلاستای دل بی‌درد آه آسمان سوزت ...

♥️🍃امشب از خدا❣برایت من چنین خواستم دلت آرام ، تنت سالمدعایت...

دیل بزنیم؟کسسردی،باهات حرف نمیزنم خودت دیل بزن"بجز دخترام"

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط