{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رسم غریبی بود...

رسم غریبی بود...
هم آغوشیه چشمان من و تو...
خواستیم قصه غربت را...
به پایان ببریم...
قصه دلتنگی آغاز شد...
آری...
شهرنگاهت...
عجیب غریب نواز بود...
دیدگاه ها (۳)

تو را دل برگزید و کار دل شک برنمی داردکه این دیوانه هرگز سنگ...

کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بودکاش قلبها در چهره بود اما ...

وقتى مى روى تمام چيزهاى عادى يادگارى مى شوندمثل خاطراتحساس م...

بی شــکآغوش توهشتمین عجایب دنیاست ........!واردش که میشویزما...

عاشقانه های شبنم براامام غریبم

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین ...

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

عاشقانه های شبنم

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

🛑🛑🛑اتفاقی عجیب در جواهر دشت سقوط اخلاقی تا کجا❓❓⭕چند روز پیش...

رسم غریبی بود... هم آغوشیه چشمان من و تو... خواستیم قصه غربت...

رسم غریبی بود...هم آغوشیه چشمان من و تو...خواستیم قصه غربت ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط