شهره ی شهر شدم از برکات غم تو

شهره ی شهر شدم از برکات غم تو
پشت این پنجره ها خیمه زده ماتم تو

من به دیدارِ هر اَز گاهیِ تو دل بستم
لمس دست تو و آن خاطره ی درهم تو
دیدگاه ها (۱)

شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم....

عاشقانه های شبنم

از این غمِ پنهانِ جگر سوز چه گویمچون دانه ی افتاده به مرداب،...

جاده بی راهه

ارمغانِ شهرِ تهران، پسته‌ی خندانِ توعطرِ نابی از دلِ زعفران ...

مادر ♥️ رفتی و بعد تو این خانه پر از ماتم شد دلِ آشفته‌ی من ...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

یا امام #رضاجانتو را به غریبی ات قسم می دهم که تسکین درد این...

این مامان پیشول، همیشه بچه هاشو تو باغچه ما بدنیا میاره، این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط