‏یکبار هم به من گفت: «عزیزترینم» .. ‏تا آن زمان هیچ واژه

‏یکبار هم به من گفت: «عزیزترینم» .. ‏تا آن زمان هیچ واژه ای نتوانسته بود تا این حد برایم جاودانه بماند و کلمات فقط مشتی کلمات بودند در اقتضای زمان و مکانی محدود. ‏ولی «عزیزترینم» فکرش را بکنید که در میان تمام عزیزانی که دارد، تو، « ترینِ » آنهایی!‌‏🙃❤
دیدگاه ها (۱)

دستت را روی قلبم بگذار... ❤️آرام، درست همان‌جا که نام تو را ...

با تاخیر 1 روزه تولدت را تبریک می گوییم و نامه ای برایت🎂سلا...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

از دوستی خدا گفتند آنان که کتاب خدا را اندیشه نکردند....

عاشقانه های شبنم

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

در من کسی میل به پایان دارد𐚁#ستاره_طوریرفتنِ ناگهانی، شبیهِ ...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط