{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبست و چشم من و شمع اشکبارانند

شبست و چشم من و شمع اشکبارانند
مگر به ماتم پروانه سوگوارانند
چه می کند بدو چشم شب فراق تو ماه
که این ستاره شماران ستاره بارانند
مرا ز سبز خط و چشم مستش آید یاد
در این بهار که بر سبزه میگسارانند
به رنگ لعل تو ای گل پیاله های شراب
چو لاله بر لب نوشین جویبارانند

«شهریار»
دیدگاه ها (۱)

شبست و چشم من و شمع اشکبارانندمگر به ماتم پروانه سوگوارانندچ...

سخن از جدایی می گویی و جای خالیت در خاطراتی که معنادارترین ل...

سخن از جدایی می گویی و جای خالیت در خاطراتی که معنادارترین ل...

دل شبست و به شمران سراغ باغ تو گیرم گه از زمین و گه از آسمان...

بانو سیمین بهبهانیشب چون هوای بوسه و آغوش می کنیدزدانه جام ی...

بیداد رفت لاله بر باد رفته رایا رب خزان چه بود بهار شکفته را...

غزل شماره ۶ از غزلیات استاد شهریار داغ 🌹🤭لاله.🤭🌹 ...

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاش...

سینــــه از آتـش دل در غم جانـانـه بسوخـتآتـشــی بـود در این...

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط