↩..عشق یا فاطمه میگفت و جنون یا زینب
↩..عشق یا فاطمه میگفت و جنون یا زینب
که تک افتاده حسین و شده تنها زینب
تا روایت بکند حادثه طوفان را
رفت از تلِ پر از دلهره بالا زینب
دید دارد کسی از دورغزل میخواند
با ردیف غم و اندوه جهان با زینب
تا که این صحنه شود قاب در آئینه آه
دست انداخته بر گردن غمها زینب
فطرس و فاطمه سرگرم خوشآمدگویی
خیمه روضه مهیاست بفرما زینب
دید تمرین حسین بن علی را با تیغ
مشق آزادگیاش را به چلیپا زینب
تازه باید بزند دست به زخمی کهنه
تازه باید بشود زینب ازاینجا زینب
یا علی گفت و شد آغاز تب حیدریاش
چه شبیه است به کرار به مولا زینب
به طرفداری از عشق سر کوچه تیغ
چه شبیه است به تنهایی زهرا زینب
تن خود را سپر حادثهها کرده چنین
سپری کرده جوانی خودش را زینب
وقت آن است که با خطبه خون خواهی ها
تیغ را بر کشد از صیقل غرّا زینب
خطر آموخته شام غریبان چه بلند
بانگ بیدلهره دارد یل یلدا زینب
آنقدر گوشه دل ریخت از آغوش حسین
تا که نشناخت جگر گوشه خود را زینب♥♥
که تک افتاده حسین و شده تنها زینب
تا روایت بکند حادثه طوفان را
رفت از تلِ پر از دلهره بالا زینب
دید دارد کسی از دورغزل میخواند
با ردیف غم و اندوه جهان با زینب
تا که این صحنه شود قاب در آئینه آه
دست انداخته بر گردن غمها زینب
فطرس و فاطمه سرگرم خوشآمدگویی
خیمه روضه مهیاست بفرما زینب
دید تمرین حسین بن علی را با تیغ
مشق آزادگیاش را به چلیپا زینب
تازه باید بزند دست به زخمی کهنه
تازه باید بشود زینب ازاینجا زینب
یا علی گفت و شد آغاز تب حیدریاش
چه شبیه است به کرار به مولا زینب
به طرفداری از عشق سر کوچه تیغ
چه شبیه است به تنهایی زهرا زینب
تن خود را سپر حادثهها کرده چنین
سپری کرده جوانی خودش را زینب
وقت آن است که با خطبه خون خواهی ها
تیغ را بر کشد از صیقل غرّا زینب
خطر آموخته شام غریبان چه بلند
بانگ بیدلهره دارد یل یلدا زینب
آنقدر گوشه دل ریخت از آغوش حسین
تا که نشناخت جگر گوشه خود را زینب♥♥
- ۱.۰k
- ۰۳ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط