صبح یعنی...

صبح یعنی...
صدای چلچله ای...
از ته مانده ی...
عشق بازیهای شب...

صبح یعنی...
جیک جیک گنجشککانی که...
با شیطنت عشق بازی می کنند...

صبح یعنی...
عطرته مانده ی ...
عاشقانه ی شب بوها...

صبح یعنی...
عطر گل یخی که...
در یخبندان دلها...
عاشقی را یاد آوری می کند...

صبح یعنی...
کاکتوسی که...
عشق را با گل دادن...
معنا می بخشد...

صبح یعنی...
تو...
تویی که ...
تا چشم باز می کنم...
بوسه برچشمانم...
می گذاری...

صبح یعنی...
ته مانده ی عشق شب را...
لمس کردن...

صبح یعنی...
روز را با تو ...
با تو...
و..
با تو...
شروع کردن...
یعنی عشق را نوش کردن...

صبح...
و
صبح...
و
صبح.
دیدگاه ها (۵)

عشق ورزیدن دست وپنجه نرم کردن

╭─────────────── 🥺 ───────────────╮✦ پارت ۸۸| آخرین شب کنار ...

همین که | ت | هر صبح درخیال منی حال هر روز من خوب

پدرم نیست ...

عاشقانه های شبنم

نقاش غزل تا ب چشمان تو پرداخت دیوان شد.ملکه خوب ها

پارت ۶

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط