{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موضوع:لج بازی نکن پرنسس...

موضوع:لج بازی نکن پرنسس...

علامت ها : بنگ چان ـ ، ا.ت + ، مامان ا.ت م.ت ، بابا ا.ت ب.ت، مامان چان م.چ، بابا چان ب.چ ، بقیه &
پارت ۱
ویو ا.ت:
سلام من بنگ ا.ت هستم سه ساله که با چان ازدواج کردم و امروز قرار بریم خونه مامانم و بابام که مامان و بابای چان هم دعوت کرده ، تا چان بیاد رفتم حموم بعد از ۴۵ مین از حموم درآمدم دیدم که چان آمد خونه
+ سلام چانی کی آمدی
ـ سلام پرنسس الان آمدم
+ چان برو حموم تا ناهار رو آماده کنم
ـ باشه
چان رفت حموم منم فقط لباس معمولی پوشیدم و رفتم ناهار رو حاضر کردم ، چان هم آمد از حموم بیرون و وقتی لباسش رو پوشید آمد سر میز و شروع به خوردن کرد
+خوشمزه شده؟
ـ مگه میشه دست پخت پرنسس من بد بشه
+ راستی چان زود بخور که بریم
ـ کجا
+خونه مامانم اینا
ـ باش
ناهار خوردیم و من رفتم حاضر شدم ولی دستم به زیپم نمی‌رسید که دستی دور کمرم احساس کردم
+چانی ... میشه زیپمو ببندی
ـ اره پرنسس
چان زیپمو بست و بوسه ای به کمرم زد
+ چ...چانی چیکار می‌کنی
ـ یعنی نمیتونم پرنسسم رو ببوسم
حرفی نزدم که چان از پشت بغلم کرد
+ چان ...
ـ هیسسسس پرنسس نظرت چیه نریم و بمونین خونه دوتایی باهم هوم؟
+ نه چانی نمیشه
ـ اوف باشه ولی شب باید برام جبران کنی پرنسس
چان رفت و حاضر شد ا‌.ت هم حاضر شد و باهم به سمت خونه مادر ا.ت رفتن ...
دیدگاه ها (۲)

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

چند پارتیــــــــــــ🖤💔ـــــــــــوقتی نصفه شب میفهمه از دست...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

دختر تنها {2}

سناریو مایکی پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط