{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بار دیگر گر فرود آرد سری با ما جوانی

بار دیگر گر فرود آرد سری با ما جوانی
داستانها دارم از بیداد پیری با جوانی

تا به روی چشم سنگین عینک پیری نهادم
مینماید محو و روشن چون یکی رؤیا جوانی
دیدگاه ها (۱)

آه، چه جوانانی... 😔🥀از کودکی صدای مادرم در گوشم می‌پیچید که ...

آه، چه جوانانی... 😔🥀از کودکی صدای مادرم در گوشم می‌پیچید که ...

لبخند قاتلپارت⁴⁵ویو جونگ‌کوکچند ثانیه بعد، چراغ‌ها دوباره رو...

ادامه پارت 194و دو طرف صورتش رو گرفتم و لباش رو بوسیدم. با ل...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p48دستش روی دستگیره موند.«ممکنه دفعه‌ی بع...

🔴 انسانیت سخت نیستمرد جوانی پدر پیری داشت که در بستر بیماری ...

پارت سوم:وقتی کمیل بالاخره سرش را از روی کاغذها بلند کرد، او...

پارت ۴

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط