آه، چه جوانانی... 😔🥀
آه، چه جوانانی... 😔🥀
از کودکی صدای مادرم در گوشم میپیچید که میگفت: «ما مدیون شهداییم...»
آن روزها حرفش را میشنیدم و گمان میکردم فهمیدهام؛ اما نه! فهمیدن داریم تا فهمیدن...
من جنگی به چشم ندیده بودم، از جان گذشتن را لمس نکرده بودم.
اما حالا... حالا معنی آن جمله را با تمام وجودم، با گوشت و جانم حس میکنم!
کافیست قدم به قطعه ۴۲ بهشتزهرا بگذاری و به عکسهای روی مزارها خیره شوی؛ جوانان رعنا، خوشقامت و پر از امیدی که هر کدام دنیایی از دلبستگی داشتند...
یکی فرزندی چشمبهراه داشت، دیگری تازهدامادی با هزار آرزو، و آن یکی مادری که هنوز دلتنگ خندههایش است...
و آنها، درست در اوج جوانی و زیباییِ زندگی، پا روی تمام دلبستگیهایشان گذاشتند تا خاک وطن دستنخورده بماند.
سجادها رفتند تا «وطن»، وطن بماند...
مثل شهید سجاد حبیبی؛ تازهدامادی که تنها ۱۸ روز مانده به اولین سالگرد ازدواجش، در ۲۶ خرداد ۱۴۰۴ و حین خدمت، جانش را فدای امنیت این سرزمین کرد. 🥀
روحتان شاد و یادمان باشد که آرامش امروزمان، بهای سنگین خون همین جوانهاست... 🖤🇮🇷
#شهید #شهادت #سرباز_وطن #شهید_سجاد_حبیبی #بهشت_زهرا #وطن #ایران
از کودکی صدای مادرم در گوشم میپیچید که میگفت: «ما مدیون شهداییم...»
آن روزها حرفش را میشنیدم و گمان میکردم فهمیدهام؛ اما نه! فهمیدن داریم تا فهمیدن...
من جنگی به چشم ندیده بودم، از جان گذشتن را لمس نکرده بودم.
اما حالا... حالا معنی آن جمله را با تمام وجودم، با گوشت و جانم حس میکنم!
کافیست قدم به قطعه ۴۲ بهشتزهرا بگذاری و به عکسهای روی مزارها خیره شوی؛ جوانان رعنا، خوشقامت و پر از امیدی که هر کدام دنیایی از دلبستگی داشتند...
یکی فرزندی چشمبهراه داشت، دیگری تازهدامادی با هزار آرزو، و آن یکی مادری که هنوز دلتنگ خندههایش است...
و آنها، درست در اوج جوانی و زیباییِ زندگی، پا روی تمام دلبستگیهایشان گذاشتند تا خاک وطن دستنخورده بماند.
سجادها رفتند تا «وطن»، وطن بماند...
مثل شهید سجاد حبیبی؛ تازهدامادی که تنها ۱۸ روز مانده به اولین سالگرد ازدواجش، در ۲۶ خرداد ۱۴۰۴ و حین خدمت، جانش را فدای امنیت این سرزمین کرد. 🥀
روحتان شاد و یادمان باشد که آرامش امروزمان، بهای سنگین خون همین جوانهاست... 🖤🇮🇷
#شهید #شهادت #سرباز_وطن #شهید_سجاد_حبیبی #بهشت_زهرا #وطن #ایران
- ۲۷۶
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط