Do I love him, or do I hate him?
Do I love him, or do I hate him?
p:¹⁸
ویو جینا
با دل درد شدیدی از خواب بیدار شدم دیدم برهنه تو بغل جونگکوکم هیچی از دیشب یادم نمیومد چرا ؟ نکنه کاری کردم ؟ نکنه ؟ نکنه دیشب اون کارو کردم ؟آنقدر به خودم لعنت فرستادم خسته شدم پاشدم رفتم حموم بعد لباس پوشیدم رفتم بالا سر جونکوک
+هویییی نره خر
_چته
+دیشب چه گوهی خوردی کل بدنم کبود
با گفتن حرفم لبخند خیلی پهنی اومد رو لبش
_میخوای بدونی؟
+اره
_بوسم کن بگم
+باشه
خواستم برینم بهش پس خیلی محکم زدم تو گوشش
_ایییی چته وحشی باشه میگم دیشب مست بودی منم دلم خواست اون کارو کردم
+چرا
_دوست داشتم
+تو گوه خوردی
با پایان حرفم نیشخندی زد و دستم رو کشید و انداختم تو بغل خودش
_من گوه خوردم
+اره قهرم باهات
_ببخشید
+چرا
_چون.... اون کارو کردم خوبه؟
+اره راستی شیر کاکائوم چی شد تو اتوبوس گفتی واسم میخری زدی زیر قولت
خواستم گریه الکی کنم که گفت
_هیسس دختر کوچولوم چرا داره گریه میکنه؟باشه بریم بیرون میخرم
+خوب گمشو برو حموم از روز اول اردو تا الان نرفتی حموم
جونگکوک رفت حموم اومد بیرون لباس پوشید رفتیم پائین ما رفتیم پائین اجوما درو باز کرد و واسمون صبحونه درست کرد داشتیم صبحانه(چصی)میخوردیم که زنگ در خورد
_جینا اگه یه پیر مرد با یه دختر پیکمی که بهم گفت کوکی جونم
+وایسا وایسا غلط کن بگه کوکی جرش میدم
_جرش بده عشقم فقط هرچی شد بگو ² ساله ازدواج کردیم اوکی؟
+باشه
در کامل باز شد که یه مرد پیر با یه دختر با دو کیلو آرایش اومد داخل
_خود هرزشه
p:¹⁸
ویو جینا
با دل درد شدیدی از خواب بیدار شدم دیدم برهنه تو بغل جونگکوکم هیچی از دیشب یادم نمیومد چرا ؟ نکنه کاری کردم ؟ نکنه ؟ نکنه دیشب اون کارو کردم ؟آنقدر به خودم لعنت فرستادم خسته شدم پاشدم رفتم حموم بعد لباس پوشیدم رفتم بالا سر جونکوک
+هویییی نره خر
_چته
+دیشب چه گوهی خوردی کل بدنم کبود
با گفتن حرفم لبخند خیلی پهنی اومد رو لبش
_میخوای بدونی؟
+اره
_بوسم کن بگم
+باشه
خواستم برینم بهش پس خیلی محکم زدم تو گوشش
_ایییی چته وحشی باشه میگم دیشب مست بودی منم دلم خواست اون کارو کردم
+چرا
_دوست داشتم
+تو گوه خوردی
با پایان حرفم نیشخندی زد و دستم رو کشید و انداختم تو بغل خودش
_من گوه خوردم
+اره قهرم باهات
_ببخشید
+چرا
_چون.... اون کارو کردم خوبه؟
+اره راستی شیر کاکائوم چی شد تو اتوبوس گفتی واسم میخری زدی زیر قولت
خواستم گریه الکی کنم که گفت
_هیسس دختر کوچولوم چرا داره گریه میکنه؟باشه بریم بیرون میخرم
+خوب گمشو برو حموم از روز اول اردو تا الان نرفتی حموم
جونگکوک رفت حموم اومد بیرون لباس پوشید رفتیم پائین ما رفتیم پائین اجوما درو باز کرد و واسمون صبحونه درست کرد داشتیم صبحانه(چصی)میخوردیم که زنگ در خورد
_جینا اگه یه پیر مرد با یه دختر پیکمی که بهم گفت کوکی جونم
+وایسا وایسا غلط کن بگه کوکی جرش میدم
_جرش بده عشقم فقط هرچی شد بگو ² ساله ازدواج کردیم اوکی؟
+باشه
در کامل باز شد که یه مرد پیر با یه دختر با دو کیلو آرایش اومد داخل
_خود هرزشه
- ۳.۵k
- ۰۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط