{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

&چه خوشتیپ شدی

&چه خوشتیپ شدی
¥ممنونم
&بریم
¥بله بفرمایید
باهم راه افتادیم و رفتیم پایین که ا/ت گفت
&عاح یونگی من یادم رفت که ماشین آوردم
¥اوم خب بزار ماشینت اینجا باشه فردا میایم میبریمش
&باوشه
چند دقیقه بود تو راه بودیم گفتم
¥دختر نمی خوای آدرس خونتو بدی؟
&اوه ببخشید...............(مثلا آدرسو گفت)
رسیدیم که ا/ت گفت آماده شدنش طول می کشهو من باهاش برم بالامنم که از خداخواسته رفتم ا/ت رمز درو زد یا خدا چجوری این رمز رو حفظ کرده مغزش رگ به رگ نشده رفتیم تو و ا/ت دویید سمت اتاقش منم رفتم رو مبل نشستم
ا/ت ویو

دوییدم رفتم حموم یه دوش ۱۰ مینی گرفتم و اومدم بیرون لوسیون بدنم زدم و روتین بعد حموم رو انجام دادم و موهامو خشک کردم ودر کدوم رو باز کردم و یه لباس برداشتم و پوشیدم یه کتونی سفید خامه ای هم در آوردم و چون علاقه ای به آرایش نداشتم فقط یه تیکه کانسیلر با یه ریمل و یه برق لبی که یه تیکه رنگ صورتی داشت زدم و از اتاق رفتم بیرون
دیدگاه ها (۰)

لباسی که ا/ت پوشید

کفش ا/ت

اینا کلا غذاشون گوهه

بچه ها ما ۱۷ تا بودیم حمایت کنین زیاد شیم 💔💔💔

(دلداده)اول از همه رفتم حموم و بعدش روتینم رو انجام دادم . ک...

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

(دلداده) رسیدم به خونه یونا از ماشین پیاده شدم و رفتم در زدم...

پارت. ۲۶

رمان :آیدل من پارت :«1»ویو «ا/ت» صبح با صدای کیتی که داشت خو...

(دلداده)زنگ زدم جونگکوک به به ثانیه نکشید که جواب داد جونگکو...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط