&چه خوشتیپ شدی
&چه خوشتیپ شدی
¥ممنونم
&بریم
¥بله بفرمایید
باهم راه افتادیم و رفتیم پایین که ا/ت گفت
&عاح یونگی من یادم رفت که ماشین آوردم
¥اوم خب بزار ماشینت اینجا باشه فردا میایم میبریمش
&باوشه
چند دقیقه بود تو راه بودیم گفتم
¥دختر نمی خوای آدرس خونتو بدی؟
&اوه ببخشید...............(مثلا آدرسو گفت)
رسیدیم که ا/ت گفت آماده شدنش طول می کشهو من باهاش برم بالامنم که از خداخواسته رفتم ا/ت رمز درو زد یا خدا چجوری این رمز رو حفظ کرده مغزش رگ به رگ نشده رفتیم تو و ا/ت دویید سمت اتاقش منم رفتم رو مبل نشستم
ا/ت ویو
دوییدم رفتم حموم یه دوش ۱۰ مینی گرفتم و اومدم بیرون لوسیون بدنم زدم و روتین بعد حموم رو انجام دادم و موهامو خشک کردم ودر کدوم رو باز کردم و یه لباس برداشتم و پوشیدم یه کتونی سفید خامه ای هم در آوردم و چون علاقه ای به آرایش نداشتم فقط یه تیکه کانسیلر با یه ریمل و یه برق لبی که یه تیکه رنگ صورتی داشت زدم و از اتاق رفتم بیرون
¥ممنونم
&بریم
¥بله بفرمایید
باهم راه افتادیم و رفتیم پایین که ا/ت گفت
&عاح یونگی من یادم رفت که ماشین آوردم
¥اوم خب بزار ماشینت اینجا باشه فردا میایم میبریمش
&باوشه
چند دقیقه بود تو راه بودیم گفتم
¥دختر نمی خوای آدرس خونتو بدی؟
&اوه ببخشید...............(مثلا آدرسو گفت)
رسیدیم که ا/ت گفت آماده شدنش طول می کشهو من باهاش برم بالامنم که از خداخواسته رفتم ا/ت رمز درو زد یا خدا چجوری این رمز رو حفظ کرده مغزش رگ به رگ نشده رفتیم تو و ا/ت دویید سمت اتاقش منم رفتم رو مبل نشستم
ا/ت ویو
دوییدم رفتم حموم یه دوش ۱۰ مینی گرفتم و اومدم بیرون لوسیون بدنم زدم و روتین بعد حموم رو انجام دادم و موهامو خشک کردم ودر کدوم رو باز کردم و یه لباس برداشتم و پوشیدم یه کتونی سفید خامه ای هم در آوردم و چون علاقه ای به آرایش نداشتم فقط یه تیکه کانسیلر با یه ریمل و یه برق لبی که یه تیکه رنگ صورتی داشت زدم و از اتاق رفتم بیرون
- ۵۱۳
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط