{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناراضی گفتم:باشه پس.خودکار؟

ناراضی گفتم:باشه پس.خودکار؟
.خودکارآبی رو گرفت سمتموگفت:بفرمایید
لبخند زدمو ازش گرفتم.با بی حوصلگی روی تخت نشستم.مجبور بودم جواب بدم.از گرسنگی زیاد و !خستگی بیش از حد,سوالاتو سرسری خوندمو جواب دادم
پوشه رو بالبخند ازم گرفتو تشکر کرد واز اتاق خارج.خودش فهمیده بود که من کلافه ام که سریع و .بدون هیچ حرفی رفت
پیشنهاد ما
رمـان رســپینا | زهــرا تیمـوری کاربر انجمن نودهشتیا
رمان بارش آفتاب | n.a25 کاربر انجمن نودهشتیا
«سعید»
.رسیدم به صحنه جرم.به خونه مقتول نگاه کردم.باز کارم شروع شده بود
.پوفی کشیدمو وارد شدم.سروان موسوی اومد سمتم.بعداز احترام گذاشتن گفت:سلام قربان
.سلام آزاد
خودش مثل دفات قبل شروع کرد به توضیح دادن:مقتول یه دختره.اسمش هستی جهانبخشه.از درو سال بوده.دختره یکم خرابکاربوده.همسایه ها ازش ۲۰-۱۹ همسایه که تحقیق کردیم گفتن سنش حدودا .ناراضی بودن
از کجا فهمیدی که قاتل سریالیمون,این دختررو کشته؟
.به خاطر روش های قبلیش.گلوله دقیقا خورده وسط پیشونیش
رسیدیم به محل ارتکاب جرم.بوی بدی توی اتاق پیچیده بود.دستمالو از جیبم بیرون آوردمو گرفتم جلوی دهنم.گفتم:کی این قتل اتفاق افتاده؟
.دوروز پیش
کی جنازه رو پیدا کرده؟
.یکی از همسایه ها به اداره پلیس زنگ زده ومارو باخبر کرده
اون همسایه از کجا فهمیده که این دختره تو خونه ست؟یااینکه فوت شده؟..مگر اینکه از ساختمون !اومده باشه بالا و جنازه رو دیده باشه
قربان,من خودم این سوالو ازش پرسیدم. گویا یه نفر بهش زنگ میزنه ومیگه دوستشو تو خونه اش که .همسایه اوناست کشتن.اونم بدون هیچ درنگی به اداره پلیس زنگ میزنه
نفهمیده که کی زنگ زده بوده؟یه اسمی؟فامیلی؟شماره ای



https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%db%8c-%da%af%d9%86%d8%a7%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

ای کاش محبت اثری داشته باشد معشوق ز عاشق خبری داشته باشد کو ...

رمان من درمورد یه آقای پلیس مغرور و یه خانم نویسنده شیطونه ک...

مقدمه: در خلاء سرگردانم به دور از تمام باید و نبایدها به دور...

نام کتاب: متاسفمنام نویسنده: ماریاسیدمهدی ــــ کاربرنودوهشتی...

دانلود رمان زخم پاییز نودهشتیانام رمان : رمان زخم پاییزبه قل...

به نام نگارنده هستینام رمان:پرورشگاه عشقHAD!S : نام نویسندهA...

بسم الله الرحمن الرحیمفصل اولنگاهم روی صفففحه ی کامپیوتر ثاب...

خلاصه:دانلود رمان خوابگاه زندگی پره اتفاقه..میشه اسمشو گذاشت...

نام کتاب:‌ ایست قلبینویسنده: مقصوده بخشنده _کاربر انجمن نوده...

دانلود رمان عشق و سنگ نودهشتیادانلود رمان عشق و سنگ در مورد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط