صداشو صاف میکنه بغضشو قورت میده میگه :
صداشو صاف میکنه بغضشو قورت میده میگه :
" ولی اگه برگرده میبخشمش "
میگم :
" اشتباهت همینجاس ، اتفاقا اگه برنگشت ببخش " !
ابروهاشو بالا میندازه که "یعنی چی" !؟
میگم :
حالا که رفته " وظیفه " داره خوشبخت بشه ، اگه رفت و خوشبخت شد باید ببخشی !
با یه لحن متعجبی میپرسه :
اگه خوشبخت نشد و برگشت چی !؟
میگم :
اون که تو قبولش کنی یا نه به خودت مربوطه ، اما حق نداری ببخشی !
میپرسه چرا !؟
میگم :
چون توو فاصلهی این رفت و برگشت هم گُه زده به زندگی خودش هم تو ، تازه دیگه هم هیچی مث اول نمیشه !
میگه :
قبولش میکنم اما نمی بخشمش !
میگم :
گفتم اگه نتونه " وظیفه " ش رو درست انجام بده !
زد زیر گریه که :
کاش بتونه
کاش بتونه ...
" کسری_بختیاری "
" ولی اگه برگرده میبخشمش "
میگم :
" اشتباهت همینجاس ، اتفاقا اگه برنگشت ببخش " !
ابروهاشو بالا میندازه که "یعنی چی" !؟
میگم :
حالا که رفته " وظیفه " داره خوشبخت بشه ، اگه رفت و خوشبخت شد باید ببخشی !
با یه لحن متعجبی میپرسه :
اگه خوشبخت نشد و برگشت چی !؟
میگم :
اون که تو قبولش کنی یا نه به خودت مربوطه ، اما حق نداری ببخشی !
میپرسه چرا !؟
میگم :
چون توو فاصلهی این رفت و برگشت هم گُه زده به زندگی خودش هم تو ، تازه دیگه هم هیچی مث اول نمیشه !
میگه :
قبولش میکنم اما نمی بخشمش !
میگم :
گفتم اگه نتونه " وظیفه " ش رو درست انجام بده !
زد زیر گریه که :
کاش بتونه
کاش بتونه ...
" کسری_بختیاری "
- ۶.۶k
- ۱۱ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط