{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشد که موسم قربانی ام صدا بزنم

نشد که موسم قربانی ام صدا بزنم

تــــــو را خدا بگذارید دست و پا بزنم

زنی که مست که دیوانه کاش می آمد

کنار خندق خونم کـــــــه حرف ها بزنم

بگویمش که چقد دوست دارمت ده تا

و او بخندد و من مثل بچه هــا بزنـــــم

به سیم آخر و هی بوسه بر سر و دستش

اگر کـــــــــــــــه جا بخورد من مباد جا بزنم

دو کلمه راست بگویم که دوستش دارم

به کوچه های علی چپ چـرا چـرا بزنم

من عاشقم بگذارید درد دل بکنم

چقدر هی ننویسم چقدر تا بزنم

چقدر توی غزل هام سانسورش بکنم

بــه سمت او چقدر پیرتر عصا بــــــزنم

تمام آنچه نوشتم بـــــرای ریحانه ست

دروغ بود به مادر، به دوست، یا به زنم
دیدگاه ها (۱۳)

دلم نه عشق میخواهد نه دروغ های قشنگ...نه ادعاهای بزرگ نه بزر...

چون نور گذر کرده ای از قرنیـــــه هایمای داغ ترین دغدغــــه ...

عشق یعنی موسیقیِ خلسه آورِ چشمِ تووقتی که دوستت دارماز گوشه ...

رومان عشق مافیا پارت 11از زبان ا/تگفت : حتی نمیتونم تصور ندا...

رمان عشق مافیا پارت 6 از زبان ا/تبردم سمته اتاقم با پاش در ر...

مافیای عشق پارت 11

فیک کوک ( عشق مافیا) پارت ۱۱

You must love me... P6

فیک کوک ( عشق مافیا ) پارت ۶

مافیای عشق پارت 6

K.K.MEOW?!¹³

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط