لایو ویورس تهیونگ🐻:

لایو ویورس تهیونگ🐻:

🐻:دارین چیکار میکنین؟من تازه از خواب پاشدم و یکم استراحت کردم،اهنگ گوش کردم،ولی حوصلم سررفت،واسه همین لایو رو روشن کردم.
الان دیگه هروقت دلم بخاد میتونم بیام لایو.


🐻: میخواستم بعد مدت ها یچیزی تو اینیستا پست کنم
ولی فقط عکسای قدیمی مونده برام،زیادی از بدنم نشون نمیدم نه؟👀

🐻: خونم یکم بهم ریختس شاید تمیزکاری کنم...
🐻: یه لحظه وایسین لباسا همه جا پخش شدن یکم بهم وقت بدید الان میام.
🐻:این روزا روی یچیزی کار میکنم و فکر میکنم بعد از ترخیص از خدمت،میخوام بیشتر وقت بزارم روی این موضوع.

🐻:این کاریه که الان دارم انجام میدم.
🐻:واییی این عینکا صفحه رو بازتاب میکنن؟؟(کیوتتت🎀😭)
عینکو برمیداره!
🐻:نمیزاره شناسه ایدی بازی (ID) من نشون داده بشه...

🐻:اول از همه،دیروز،نه صبر کنید،فقط دیروز نبود حدود ۵_۴ روز پشت سرهم بعد از ترخیص روش کار کردم.

🐻:به هرحال خیلی سخت تلاش کردم(روی یچیزی) و مطمئنم خیلی خوشتون میاد و عاشقش میشید.
🐻:وقتی حوصلم سررفته تو کنارم باش باشه؟
🐻:صورتم خیلی ورم کرده نه؟

🐻: دیروز چند نفر اومدن تبریک ترخیص بگن پس چندتا نوشیدنی خوردم یه خورده هم شراب👀
دیدگاه ها (۰)

وقتی پدرت بود🧡پارت ۳(last part)با‌حرفهاش واقعا داشتم اروم می...

مهم

*🐥: اینجا عایق صدا خیلی خوبی نداره، برای همین مجبورم آروم صح...

****کپشنخب میخواستم یه صحبتی بکنم با بعضی از عزیزان دلنمیخوا...

*💌:جیسونگی پیامی در بابل فرستاده🐿:سلام من جیسونگ صاحب تولدم ...

رمان:آغوش ممنوعه🚫🫂🌌ژانر:عاشقانه،درام،تخیلی#part1نگین: هوووفف...

پیام هانیییی

وقتی...(پارت چهارم)

وقتی عضو هشتم بودی🩶پارت ۲بعد از تمرین توی تایم استراحت تصمیم...

*🐥: اینجا ساعت ۲:۴۰ بعدازظهره، اما به‌خاطر اختلاف ساعت و این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط