{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز یه مرده رفت سلمونی درحین کوتاه کردن موی سرش آرایشگ

یه روز یه مرده رفت سلمونی درحین کوتاه کردن موی سرش آرایشگره پرسید:حال مادرزنت چطوره؟
مرده گفت :خوبه الحمدالله
بعد دو دقیقه باز همون سوال و جواب تکرار شد
دوباره بعد دو دقیقه همون سوال اینبار مرده به آرایشگره گفت:
شما چرا اینقدر حال مادر زنمو میپرسی؟
آرایشگره گفت: آخه وقتی اسم مادر زنتو میارم موهات سیخ میشه راحت تر میتونم کوتاهشون کنم
دیدگاه ها (۲)

نمیدونم اگه من جای این آقاهه بودم الان زنده بودم یانه

بهرام رادان و میترا حجار

چند روز پیش یه جایی نوشته بود که :برای ازادی مرزبانان ایرانی...

تفاوت دیروز وامروز

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

[]عمارت عشق[] part 6 / پارت ویژهلباسارو خریدیم و از پاساژ بی...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت دهم: منطقِ بی‌رحم و مرزهایِ شکسته ⛓️...

#تکپارتیموضوع:(وقتی به عنوان همسرش میری کنسرت)جونگین/ا.تجونگ...

My lovely neighbor part : 66

007-آلما ویسکی - پارت ۵۵

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

یه روز مردی رفت سلمانی درحین کوتاه کردن موی سرش آرایشگره پر...

یه روز مردی رفت سلمانی درحین کوتاه کردن موی سرش آرایشگره پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط