{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز یه مرده رفت سلمونی درحین کوتاه کردن موی سرش آرایشگ

یه روز یه مرده رفت سلمونی درحین کوتاه کردن موی سرش آرایشگره پرسید:حال مادرزنت چطوره؟
مرده گفت :خوبه الحمدالله
بعد دو دقیقه باز همون سوال و جواب تکرار شد
دوباره بعد دو دقیقه همون سوال اینبار مرده به آرایشگره گفت:
شما چرا اینقدر حال مادر زنمو میپرسی؟
آرایشگره گفت: آخه وقتی اسم مادر زنتو میارم موهات سیخ میشه راحت تر میتونم کوتاهشون کنم
دیدگاه ها (۲)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت " 30 ""ویو جئون آنجلینا" ...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

[]عمارت عشق[] part 6 / پارت ویژهلباسارو خریدیم و از پاساژ بی...

در نیمه های شب پارت دوازدهم(فلش بک زندگی زاندر)

#تکپارتیموضوع:(وقتی به عنوان همسرش میری کنسرت)جونگین/ا.تجونگ...

Twenty one

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 46جونگکوک انگار دست ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۵

یه روز مردی رفت سلمانی درحین کوتاه کردن موی سرش آرایشگره پر...

خانمه میره آرایشگاه آرایشگره در حین کوتاه کردن ازش می پرسه ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط