My Boy❄
«پارت3»
استاد وارد کلاس شد و درسش رو داد ورفت اما در طول درس تهیونگ فقط داشت با خودکارش بازی میکرد بین انگشت هاش و یک جاهایی هم بسیاررررر کیوت خوابیده بود که دلم میخواست کل اون ساعت رو فقط نگاش کنم، وقتی استاد رفت بیرون تهیونگ وسایلشو جمع کرد و با جیهوپ و جونگ کوک رفتن بیرون و جیهو و من هو رفتیم جای کافه دانشگاه
تهیونگ: جیهوپ میشه جزوه های درسی رو بفرستی
جیهوپ: وا..، مگه سرکلاس گوش نمیدادی...
ا. ت: بله اقا بودن اما یا خواب بود یا با خودکارش بازی میکرد
جیهو: باز خوبه تهیونگ میگه برام بفرست، کوک که کل کلاس رو داشت زیر میز خوراکی میخورده و الانم پیگیرش نیست چی!
تهیونگ: شما چیکار به مادارین اخه...
جیهو: کوک نمیخوای چیزی بگی....!
کوک: خب راست میگه شما چیکار به مادارین
جیهو: ا. ت بیا ما بریم اینا لیاقت مارو ندارن
بلند شدیم که بریم تهیونگ بلند شد امد جای گوشم طوری که خودم بشنوم گفت
تهیونگ: اگه یک قدم دیگه برداری دیگه نمیتونی راه بری
ا. ت: تهیونگ ازیت نکن کار دارم باید برم
تهیونگ: خودت میدونی، برای بعد دانشگاه به مامانت زنگ میزنم امشب رو پیش من باشی 😈
ا. ت: جیهو بیا همین جا بشینیم.....
جیهوپ: معلوم نیست بهش چی گفته تهیونگ که از خجالت رنگ گوجه شده😂
جیهو: اوکی اما من کنار جونگ کوک نمیشینم
کوک بلند شد و گذاشتش رو پاش و سفارش رو گارسون اورد و من یک ایس کافی و تهیونگ یک امریکانو و کوک شیر موز و یک کیک نسکافه جیهو یک میلک شیک و جیهوپ هم یک اسپرسو و شکلات تلخ سفارش داده بود که اوردن و خوردیم و رفتیم برای امادگی جسمانی جلسه اخر دانشگاه که استاد خبر رسید دستش شکسته و سر گروه تیم یعنی سوهو متاسفانه شده بود همیار استاد و کار هارو اون انجام میداد😒
استاد وارد کلاس شد و درسش رو داد ورفت اما در طول درس تهیونگ فقط داشت با خودکارش بازی میکرد بین انگشت هاش و یک جاهایی هم بسیاررررر کیوت خوابیده بود که دلم میخواست کل اون ساعت رو فقط نگاش کنم، وقتی استاد رفت بیرون تهیونگ وسایلشو جمع کرد و با جیهوپ و جونگ کوک رفتن بیرون و جیهو و من هو رفتیم جای کافه دانشگاه
تهیونگ: جیهوپ میشه جزوه های درسی رو بفرستی
جیهوپ: وا..، مگه سرکلاس گوش نمیدادی...
ا. ت: بله اقا بودن اما یا خواب بود یا با خودکارش بازی میکرد
جیهو: باز خوبه تهیونگ میگه برام بفرست، کوک که کل کلاس رو داشت زیر میز خوراکی میخورده و الانم پیگیرش نیست چی!
تهیونگ: شما چیکار به مادارین اخه...
جیهو: کوک نمیخوای چیزی بگی....!
کوک: خب راست میگه شما چیکار به مادارین
جیهو: ا. ت بیا ما بریم اینا لیاقت مارو ندارن
بلند شدیم که بریم تهیونگ بلند شد امد جای گوشم طوری که خودم بشنوم گفت
تهیونگ: اگه یک قدم دیگه برداری دیگه نمیتونی راه بری
ا. ت: تهیونگ ازیت نکن کار دارم باید برم
تهیونگ: خودت میدونی، برای بعد دانشگاه به مامانت زنگ میزنم امشب رو پیش من باشی 😈
ا. ت: جیهو بیا همین جا بشینیم.....
جیهوپ: معلوم نیست بهش چی گفته تهیونگ که از خجالت رنگ گوجه شده😂
جیهو: اوکی اما من کنار جونگ کوک نمیشینم
کوک بلند شد و گذاشتش رو پاش و سفارش رو گارسون اورد و من یک ایس کافی و تهیونگ یک امریکانو و کوک شیر موز و یک کیک نسکافه جیهو یک میلک شیک و جیهوپ هم یک اسپرسو و شکلات تلخ سفارش داده بود که اوردن و خوردیم و رفتیم برای امادگی جسمانی جلسه اخر دانشگاه که استاد خبر رسید دستش شکسته و سر گروه تیم یعنی سوهو متاسفانه شده بود همیار استاد و کار هارو اون انجام میداد😒
- ۲۳۵
- ۲۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط