#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

نقاش غزل تا ب چشمان تو پرداخت دیوان شد.ملکه خوب ها

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

The last partاز ماشین پیاده شدیم و دست همو محکم گرفتیم.. شرو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

مافیای من

**#همسرانه_نوشت:سَرَم به مُردگی ام گرم بودقبل از #توچرا رسید...

**#شادی_نوشت:مادرم گفت که عاشق نشوی !! ..گفتم : چشم ! ... " ...

**#همسرانه_نوشت :چقدر دلتنگ حضورت هستم!کاش تصویرت، نفس می کش...

**#شاعر_نوشتﻏﻤﯽ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺑﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪﺩﻟﻢ ﺳﻤﺖ ﺿﺮﯾﺤﺖ ﭘﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ*...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط