{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنه کردى بيا مى بخشمت گفتم که غفارم

گنه کردى بيا مى بخشمت گفتم که غفارم
تو باخود دشمنى کردى ولى من دوستت دارم
اگر من باتو بد بودم تو را دعوت نمى کردم
گشودم در که برگردى ببينى لطف بسيارم
تو مهمان عزيزى بر من و من ميزبان تو
چگونه ميهمان نوميد برگردد ز دربارم؟
به غير از يأس و نوميدى ببخشم هر گناهى را
اميد آور اميد آور که من از يأس بيزارم
ز بستر نيمه شب برخيز و اشکى ريز بر دامن
که با اشک شبت خاموش گردد شعلهء نارم
تو آن عبدى که در گرداب جرم ومعصيت غرقى
من آن ربم که باشد دم به دم لطف و کرم کارم
عذاب و عفو باشد هر دو تحت اختيار من
توان سوزانمت اما به بخشيدن سزاوارم
تو غافل از من و من آنى ازنو نيستم غافل
تو خواب و من ز لطف و مرحمت پيوسته بيدارم
به بازار محبت اشک باشد بهترين کالا
که هر يک قطره را با يک يد رحمت خريدارم
دیدگاه ها (۶)

بفرماييد...

هرکى انجامش داد بگه

اگر درد دارى دوا ميکنم,بيا حاجتت را روا ميکنمتو ازمن گريزانى...

من بندگى نکردم تا بنده ام بخوانى,تو کى بدين کرامت از در مرا ...

گنه کردی بیا می بخشمت گفتم که غفارم/ تو با خود د...

گنه کردی بیا می بخشمت گفتم که غفارم تو با خود ...

گنه کردی بیا می بخشمت گفتم که غفارمتو با خود دشمنی کردی ، ول...

رحیم معینی کرمانشاهیبا زبان دل به نومیدی صدایت می کنمرو به م...

ژه‌هایم عیادتی بکند***چشم بد دور، عمرتان بسیارکس نبیند ملالت...

دیشب این طبع، بی‌قرار شما خواست عرض ارادتی بکند دست کم از دل...

دیشب این طبع، بی‌قرار شما خواست عرض ارادتی بکنددست کم از دل ...

دیشب این طبع، بی‌قرار شما خواست عرض ارادتی بکند دست کم از دل...

#جان_ایران! چه شد که جانت را جان ناقابلی گمان کردی؟!شعری درب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط