{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز چشم شوخ تو جان کی توان برد

ز چشم شوخ تو جان کی توان برد
که دایم با کمان اندر کمین است

بر آن چشم سیه صد آفرین باد
که در عاشق کشی سحرآفرین است
دیدگاه ها (۱)

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم....

Attar-050705

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیستنشسته‌ام که مگر جاده به پ...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط