{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ته این کوره ره ملتهب رو به کجی

ته این کوره ره ملتهب رو به کجی
من تو را یافته بودم،توی الماسی را
در دل ظلمت تاریک درون
شبچراغی دیدم
دست و دل لرزیدم!
منشاءات لامعلوم
مبداءت بود فراسوی نگاه
نور را در تو تداعی دیدم!
چشم من خیره به انوار طلایی رنگت

تحفه ی پاک دلم..
توی غم دیده چه زیبا به من و سادگی ام خندیدی!
تو مرا این دیدی!
من تو را آن دیدم!
تو مرا بیماری لاعلاج و مفتون!
من تو را بیداری در دل راه درون!

یادت آید روزی که به تو می گفتم
که چو دیوانه به دیوانه رسد خوش باشد؟!
تو ولی ترجیحا با سکوتی مبهم،مهر تأکید ندادی حاضر!
تو چه زیبا به من و سادگی ام خندیدی

خاطرم شیوا گشت از نهایتْ سوزت
تو پریشان دیدی دل شیدایم را
تو پشیمان دیدی خود و تنهایی را

و من هر روز، هم اینک، آنک در دلم خاطر توست
خاطرِ موجِ شرربار جنون
و تو اما در دل در ترحم بر من

من تو را شعر درون می نامم
من تو را یاد برون می خوانم
من تو را عزم حزین می دانم
و تو همسو با من کج روی ها کردی
ناملایم ها را درِ اندیشه ی خود تاباندی!

مهربانی آسان و بسی شیرین است
دیدن بی میلی، غم حزن انگیز است

و من هر روز به آهنگ دلم می خندم
و زِ پایان همان روز به ظلمت سوگند،....
دیدگاه ها (۶)

دریای شورانگیز چشمانت چه زیباستآنجا که باید دل به دریا زد هم...

تنها برخی از آدم ها باران را احساس می کنند ... بقیه فقط خیس ...

مداد رنگی ها مشغول بودند به جز مداد سفیدهیچکس به او کار نمید...

هزار و یک اسم داری و من از آن همه اسم "لطیف" تو را دوست تر د...

تو نمی‌خواهی عزیزت بشوم، زور که نیستیا نگاهم بکنی، چشم تو مج...

#دکلمه #دلنوشت #حرف_دل #زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین #شعر #کلیپ...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

عاشقانه های شبنم

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۴ *آوا*تا دیدم اون دختره دیوونه ت...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش دوم_یک لحظه نگاهش می‌کنم و بعد می‌گویم"من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط