{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی می‌رسد که بزرگ می‌شوم و می‌فهمم؛

روزی می‌رسد که بزرگ می‌شوم و می‌فهمم؛
پدرم چه چیزهایی را از دست داد...
اما یک چیز هیچ‌ وقت تغییر نمی‌کند:
آغوشش،خانه‌ی امنِ من است🤍
-جانباز حسین محمدی
دیدگاه ها (۰)

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

بعضی اسطوره‌ها فقط در زمین فوتبال نمی‌میرند؛آرام‌آرام از روز...

کاش می‌شد... از بوها، صداها، آغوش‌ها و جای خالی آدم‌ها عکس گ...

مادری روی زمین نشسته تا هم‌قد دست‌های پسرش شود.آب را که روی ...

مادری که آرزوی پسر پنج‌ساله‌اش را باور نکردآنچه امروز بیش از...

.من هربار توی چشم‌هایتان از توی این فیلم‌ها خیره می‌شوم بچه‌...

«شلیکِ نهاییِ بهرام محمدی؛ ترازویِ عدلِ علوی بر گلویِ مفسدان...

گاهی در شلوغیِ روزها، سایه‌ی کودکی‌مان بی‌صدا کنارمان راه می...

پدرم نیست ...

فیککککککک های جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط